كرده ، از او خواست نظر خود را در اين زمينه بيان كند .
جعفر پس از اداى احترام چنين گفت : نخست از اينها بپرسيد : آيا ما جزء بردگان فرارى اين جمعيتيم ؟ !
« عمرو » گفت : نه ، شما آزاديد .
جعفر - و نيز سؤال كنيد : آيا آنها دَيْنى بر ذمهء ما دارند كه آن را از ما مىطلبند ؟ !
عمرو - نه ، ما هيچ گونه مطالبهاى از شما نداريم .
جعفر - آيا خونى از شما ريختهايم ؟ كه آن را از ما مىطلبيد ؟ !
عمرو - نه ، چنين چيزى در كار نيست .
جعفر - پس از ما چه مىخواهيد كه اين همه ما را شكنجه و آزار داديد ، و ما به ناچار از سرزمين شما كه مركز ظلم و بيدادگرى بود بيرون آمديم ؟ !
سپس « جعفر » رو به « نجاشى » كرده گفت : ما جمعى نادان بوديم ، بتپرستى مىكرديم ، گوشت مردار مىخورديم ، انواع كارهاى زشت و ننگين انجام مىداديم ، قطع رحم مىكرديم ، نسبت به همسايگان خويش بدرفتارى داشتيم ، و نيرومندان ما ضعيفان را مىخوردند !
ولى خداوند پيامبرى در ميان ما مبعوث كرد كه : به ما دستور داده است : هر گونه شبيه و شريك را از خدا دور سازيم ، فحشاء و منكرات و ظلم و ستم و قمار را ترك گوئيم .
به ما دستور داده : نماز بخوانيم ، زكات بدهيم ، عدالت و احسان پيشه كنيم و بستگان خود را كمك نمائيم .
« نجاشى » گفت : عيساى مسيح عليه السلام نيز براى همين مبعوث شده بود !
آنگاه از « جعفر » پرسيد : آيا چيزى از آياتى كه بر پيامبر شما نازل شده است حفظ دارى ؟
جعفر گفت : آرى ، سپس شروع به خواندن سورهء « مريم » كرد .
حسن انتخاب جعفر ، در مورد آيات تكاندهندهء اين سوره كه مسيح عليه السلام و مادرش
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٠٣