اردنا ان تهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها » « 1 » ( هنگامى كه اراده كنيم شهر و ديارى را هلاك كنيم ، نخست اوامر خود را براى مترفين آن بيان مى داريم و هنگامى كه به مخالفت پرداختند ، آن ها را هلاك مى سازيم ) آيا معناى اين سخن اين نيست كه اراده امرى حادث است ؟
سليمان : چرا .
امام عليه السلام بنابراين ، گفتار تو كه اراده عين ذات خداست ، باطل است ؛ زيرا خداوند نه خود را ايجاد كرده و نه دگرگونى و تغيير در دانشش راه دارد ( او از ازل بوده و تا ابد هست بدون هيچ گونه دگرگونى ) .
به اين ترتيب ، امام عليه السلام از طرق مختلف راه را بر او بست و با دلايل گوناگون ثابت فرمود كه اراده از صفات فعل است و حادث است و نمى تواند عين ذات خداوند باشد . سليمان نيز خود را چنان در تنگنا ديد كه قادر بر جواب نبود و از سخن بازماند .
اين شكست بزرگ بر مأمون سخت گران آمد ، ولى ناچار به سليمان رو كرد و گفت : اى سليمان ، اين مرد عالم ترين فرد بنى هاشم است ( و كسى توانايى مقابلهء علمى با او را ندارد ) . پس مجلس پايان يافت و مردم متفرق شدند . « 2 »
هامش
( 1 ) . اسراء / 16 .
( 2 ) . عيون أخبار الرضا ، ج 1 ، ص 179 به بعد ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 177 . .