امام عليه السلام ( براى اين كه بدانى وصف مريد بودن خداوند با سميع و بصير بودن متفاوت است ، كافى است در اين نكته دقت كنى كه ) مى گويى : « اشياى جهان حادث گرديد و با يكديگر اختلاف يافت ، زيرا خداوند اراده كرده چنين باشد » ، امّا در مورد سميع و بصير بودن خدا چنين تعبيرى ممكن نيست . اين خود دليل بر اين است كه اين دو وصف يكسان نيستند ( يكى از صفات فعل است و ديگرى از صفات ذات ) .
سليمان : امّا مى دانيم خداوند از ازل مريد بوده .
امام عليه السلام آيا اراده غير از ذات اوست يا عين ذات او ؟
سليمان : غير ذات اوست .
امام عليه السلام پس بايد قائل به تعدد امر ازلى باشى ؛ چرا كه غير از ذات او وصف قديمى را به نام « اراده » پذيرفته اى !
سليمان : من چيزى را جز ذات او قديم ندانستم .
امام عليه السلام پس مى گويى اراده حادث است ؟
سليمان : نه ، حادث نيست .
در اين جا بود كه مأمون فرياد زد و گفت : اى سليمان ! چرا مكابره مى كنى و جواب سر بالا مى دهى ؟ انصاف بده ( گاه مى گويى اراده حادث نيست ، سپس مى گويى قديم هم نيست ؛ پس نه حادث
هامش
بحث ها روى معناى دوم است . زيرا در بيشتر آيات و روايات هنگامى كه « اراده » گفته مىشود ، همين معنا مورد نظر است .