باز كرد ؛ از اين رو بايستى زمينه را فراهم كرد تا انسان بتواند عكس اين راه را نيز بپيمايد . بنده به برادرمان گفتم : مشكل اين نيست كه انسان از مذهبى به مذهب ديگر بگرايد ؛ زيرا اين مشكل بستگى به نظر هيچ كس ندارد . ما هرگز تشويق نمىكنيم كه پيروان يك مذهب به مذهب ديگرى روى بياورند . بگذاريد هر كس از مذهب خودش پيروى كند ، ولى مشكل و نگرش منفى پيرامون اين مذهب نسبت به پيروان مذهب ديگر نهفته است و او را « خارج از دين » مىشمارد . مرحوم شيخ شلتوت همين نگرش در قبال شيعيان و علماى شيعه را از ميان برداشت .
ملاحظه آخر اين است كه فرهنگ تقريب نمىتواند به صورت فرهنگ درآيد ، اگر در دايره طبقهاى خاص بماند و به سوى دايره فكرى عمومى گسترش نيابد ، بلكه من مىخواهم آن را به ميان تودهها بفرستيم يا همچنان كه جناب مفتى مىفرمايد ، به ميان پيروان مذاهب بفرستيم ، تودهها بايد احساس كنند كه موقعيتى براى تقريب وجود دارد ، از اين رو بايد بر « فرهنگ تقريب » در اين امت تأكيد كنيم .
و آخرين ملاحظه : بنده بر اين باورم كه فكر تشكيل مجمع اجتهاد « يا اجتهاد جمعى » در مركز « گفتوگوى اسلامى » ، كه قرار است به پيشنهاد و تحت نظر شيخ الازهر تأسيس شود ، فكر خوبى است كه هدف آن در واقع تقريب است .
ميزگرد تقريب بين مذاهب اسلامى در قاهره - مصر ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: سيد هادي خسروشاهي
ص٦٨