درايت
درايت و شجاعت سيّد شهيد ، در حوادث و جريانات مختلف ظهور و بروز خاصى پيدا مىكرد كه واقعاً مثالزدنى بود . او در يكى از ديدارها رو به حضار كرده ، مىگويد :
« آيا از اتفاقى كه براى سيّد حازم در كاظميه افتاد ، چيزى شنيدهايد ؟ گفتيم : نه ، هيچچيز نشنيدهايم ! فرمود : رژيم ، سيّد حازم اعراجى ، امام جمعه كاظميه را روز پنجشنبه دستگير كرد . روز جمعه مردم طبق عادت هميشگى براى نماز جمعه آمدند و تعدادشان كمكم زياد شد . با من تماس گرفتند و گفتند : چه كار كنيم ؟ به آنها گفتم : صبر كنيد ! دوباره تماس گرفتند و گفتند كه : افراد زيادى كه آمادگى امامت جمعه را دارند ، در ميان مردم هستند . به آنها گفتم كه : نه ! صبر كنيد ! همينطور تعداد مردم زيادتر مىشد . بالاخره با من تماس گرفتند و گفتند : تكليف چيست ؟ به آنها گفتم : به جمعهءالشعلهء برويد و آنجا نماز را برگزار كنيد . مردم در حالىكه هزاران نفر بودند ، به طرف جمعهءالشعلهء راه افتادند .
به خاطر ازدحام جمعيت ، راهها بسته شد . آن موقع بود كه رژيم از اين حركت ترسيد و سيّد حازم را آزاد كرد . به او گفته بودند : برو ! ببين چه بر سر ما آوردهاى ؟ ! » « 1 »
هامش
( 1 ) . عروج سرخ ، ص 54 .