آنها كه به كوى عارفان افتادند
با نفخهء صور چابك و دلشادند
قومى به فداى نفس تن در دادند
قومى ز خود و جهان و جان آزادند
مولوى
تجسّم تقوا
سيّد على حسينى البعاج ، امام جمعه سابق شادگان ، در خاطرهاى مىگويد :
يكبار خدمت حضرت آيتالله شهيد سيّد محمّدباقر صدر ( قدس سره ) رفتم و به ايشان عرضه داشتم : چگونه انسان به مقام « عَظُمَ الْخَالِقُ فِى أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِى أَعْيُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّهءُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ ؛ خداوند در نفوس آنها بزرگ و غير او در ديدگانشان كوچك است . با بهشت چنانند كه گويى آن را ديده و در فضايش غرق نعمتند و با عذاب جهنّم چنانند كه گويى آن را مشاهده نموده و در آن معذبّند . » « 1 » كه حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) در خطبهء متقين فرمودهاند ؛ مىرسد ؟ !
علّامه شهيد محمّدباقر صدر ( قدس سره ) در جواب فرمود :
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 184 ( خطبهء متّقين ) .