قومى كافر بودند ، و معنى آن مىشود كه هر كس را كه بر شرك باقى ماند بكشد ، يا به اسارت خود درآورد و پس از آن به آموختن هدايت به ايشان بپردازد و از كورى نجاتشان دهد ) ، « 7 » و چنان به نظر مىرسد كه اين تفسير درستتر و بر آن دلالت مىكند كه : سلطهء اسلامى سلطهاى است كه با مردمان بر حسب معتقداتشان رفتار مىكند ، ولى به نظر من ظلم در اين جا به مفهوم واقعى خود همچون غصب كردن حقوق مردمان ارتباط پيدا مىكند ، به دليل اين گفتهء خداوند متعال : / 478 [ 88 ] وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً - و اما آن كس كه ايمان آورد و به انجام دادن عمل صالح بپردازد . » و اين گفته دلالت بر آن دارد كه سلطهء اسلامى با مردمان بر حساب اعمالشان عمل مىكند و نه بنا بر معتقداتشان ، و اين مطلب درست است كه اعتقاد به اعمال مىانجامد ، و ايمان به عمل صالح ، و شرك به ظلم و ستمگرى ، ولى مهم آن است كه جزا وابستهء به معتقدات نيست و در برابر اعمال نصيب افراد مىشود . فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً - پس پاداش نيكو خواهد داشت و دربارهء او فرمانهاى آسان خواهيم راند . » ايمان ذو القرنين به خدا و روز ديگر به انتخاب سياستى درست در حكمرانى و ادارهء كشور انجاميد ، و آن پيروى از عدل و حق است و خدمت كردن به مردم و به راه انداختن امور افراد كشور و آزاد كردن آنان از كاغذ بازى و چيزهاى مشابه آن . [ 89 ] ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً - و سپس به پيروى از سبب پرداخت . » ذو القرنين همچنين از اسباب بهره گرفت و علم و عمل خويش را در راه سودمند ديگرى به كار انداخت . [ 90 ] حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً - تا به جايگاه طلوع خورشيد بر قومى رسيد كه براى آنان
تفسير هدايت (فارسى) — صفحه 475
پدیدآورندگان: احمد آرام
ص۴۷۵
پاورقی
( 7 ) - مجمع البيان ، ج 6 ، ص 940 .