جوهريه به آن قائل بوده و تمام موجودات عالم را زمانى دانسته و مىگويند : آنها نبودند و بود شدهاند .
به قول اول كسانى كه به قدم سماء بالشخص معتقدند قائل مىباشند و مىگويند :
افلاك بذواتها و صفاتها المعينه از قبيل مقدار و شكل ، جز اوضاع و نسبى كه پيدا مىكنند قديم بالشخص مىباشند و نسب اجزاء آنها به ساير اجزاء و بقيهء اجسام ، قديم بالنوع است و مادام كه ذات فلك بوده است آنها نيز بودهاند ، ولى اشخاص اوضاع به واسطهء حركت دائمى حادث است .
ايشان نيز كلى عناصر را قديم مىدانند و مىگويند : صور اجسام عنصريه قديم بالنوع است و مادهء آنها قديم بالشخص است و قديم بالشخص قديم بالنوع نيز هست .
بنا بر اين : هيولى بذاتها به قدم شخصى و به قدم نوعى قديم است و نيز بالعرض به واسطهء قدم نوعى صور خود قديم نوعى است و اين قول به ارسطاطاليس و جماعتى بعد از او نسبت داده شده است . « 1 »
اقدمين از فلاسفهاى كه پيش از ارسطو بودهاند مانند ثاليس « 2 » و فيثاغورس « 3 »
هامش
( 1 ) - نقد المحصل ، ص 189 ؛ شرح مواقف ، ج 7 ، ص 220 .
( 2 ) - ثاليس ملطى ، وى در قرن ششم پيش از ميلاد مىزيسته و از اولين بنيانگذاران حكمت يونان شمرده شده است . گويند با فيثاغورس مصاحبت داشته و از او نيز حكمت را فرا گرفته است . وى در نجوم و طبيعيات نيز صاحب نظر بوده و براى عالم مُبدعى در كمال خفا و كمون قائل بوده است كه راهى به ذات وى نيست و فقط از طريق آثار و ابداعات مىتوان به صفات مبدع عالم پىبرد . در طبيعيات نيز آب را از آن جهت كه قابل تمامى صور است مخلوق اول و سر منشأ همهء مخلوقات دانسته است .
( 3 ) - وى فرزند منسارَخس و اهل جزيرهء ساموس بود و از حكماى الهى و رياضىدانان و طبيبان مشهور يونان به شمار مىرفت و حكمت را از معدن وحى الهى اخذ كرده بود . حكيمى فاضل و صاحب رأى استوار و عقل و الا بود و ادّعا مىشود كه او عوالم بالا را با حس و حدس خويش احساس مىكرد و در رياضت بدانجا رسيده بود كه صداى افلاك را مىشنيد و به مقام ملائك رسيده بود . خود مىگفت : هيچ صدايى لذتبخشتر از صداى حركات آسمان نشنيدهام و زيباتر از صورت آسمانها نديدهام .
آراء و نظراتش در الهيات ، رياضيات و فلسفه الهى در ملل و نحل مذكور است .