موضوع و بقاى آن در حركت جوهرى
حلّت بصورة مع الهيولى * فتشبه النموّ و الذبولا
حركت جوهريه در صورت ، حالّ است ؛ يعنى در آن واقع است .
حاجى مىگويد : در عبارت « حلّت بصورةٍ » باء براى ظرفيت است يعنى به معناى « فى » است و تنكيرى كه از تنوين « بصورةٍ » فهميده مىشود براى ابهام است ، يعنى حركت در صورت جسميهاى كه با هيولى است حلول مىكند .
اين فرمايش به جهت ايرادى است كه در مورد حركت جوهريه كردهاند . « 1 »
اشكال عدم انحفاظ ذات در حركت جوهرى و جواب آن
و آن اين است كه : حركت در جوهر ممكن نيست ؛ زيرا بايد در حركت جوهريه يك چيزى محفوظ باشد ؛ چنان كه در حركات مقولات اربع چنين است كه بايد يك چيزى ثابت باشد تا آن ، موضوع حركت باشد و به واسطهء آن « هذيّت » « ما فى الحركه » حفظ شود ، چنان كه در حركت اينيه مثلًا زيد كه حركت مىكند ثابت است و آناً فآناً اين امر واقع مىشود كه قدمش را از جايى برداشته و يك ذرع جلوتر مىگذارد و همين طور دائماً تغير و تبدل حاصل مىشود و اگر در جوهر شىء به حركت قائل شديم ، دائماً ذات تبدل مىيابد و بنا بر اين « هذيت » محفوظ نمىماند ؛ زيرا آن ذاتى كه در آنِ
هامش
( 1 ) - شفا ، بخش طبيعيات ، ص 43 ؛ مباحث مشرقيه ، ج 1 ، ص 707 .