اشكال فخر رازى و رد آن
بلى اشتباه نشود ، چنان كه فخر مرتكب اين اشتباه شده است كه چطور بعضى از كثرات از جهت و حيثيت عدمى و اعتبارى صادر مىشود . « 1 » چنان كه بعضى از صوادر از جهت وجودى صادر مىگردد ؛ زيرا هيچ كس نگفته است كه از حيثيت مقابل حيثيت وجوديهء عقل اول ، چيزى صادر مىشود ، بلكه به لحاظ حيثيت مقابل حيثيت وجودى ، از خود وجود عقل اول بعضى از كثرات صادر مىشود .
بعضى ، اعتبارات و جهات تكثر در عقل اول را دو چيز دانستهاند : يكى جهت وجودى و ديگرى جهت نقص كه از جهت اول عقل ثانى موجود شده و به لحاظ جهت دوم فلك اول موجود شده است . « 2 »
و بعضى ، جهات اعتباريه در عقل اول را كثير دانستهاند ، « 3 » مثلًا گفتهاند : براى عقل اول چند اعتبار است كه عبارت از وجوب بالغير و جهت امكان و ماهيت است .
و به عبارت ديگر : وجود عقل اول اضافهاى به ماهيت آن دارد ؛ به اين معنى كه ماهيتى قابل آن وجود است ، پس براى عقل اول يك وجوب بالغير و يك وجود و يك ماهيت است .
و يا گفته مىشود : براى عقل اول ، تعقل مبدأ و تعقل ذات و تعقل ماهيت خود هست و به جهت هر يك از تعقلها چيزى صادر مىشود : از تعقل مبدأ كه تعقل شريفى است ، عقل دوم و از تعقل وجود ، نفس فلك اول و از تعقل ماهيت كه اخسّ است صورت فلك صادر شده است .
بعضى اوقات جهات اعتبار را در عقل چهار چيز شمردهاند :
هامش
( 1 ) - شرح اشارات فخر رازى ، ج 2 ، ص 48 ؛ مباحث مشرقيه ، ج 2 ، ص 531 ؛ نقد المحصل ، ص 337 .
( 2 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 534 ؛ شرح مواقف ، ج 7 ، ص 256 - 257 ؛ شرح هدايهء اثيريه ، ص 364 و 365 .
( 3 ) - شرح اشارات ، ج 3 ، ص 246 ؛ درّة التاج ، ص 845 .