آوردهاند ، اعتنا نكند .
مسألهء 3 - اگر شك كند به سنگى كه مىخواهد بيندازد « حصى » يعنى ريگ گفته مىشود ، بايد به آن اكتفا نكند .
مسألهء 4 - اگر شك كند در عدد انداختن در وقتى كه مشغول عمل است ، بايد چندان بيندازد تا علم به عدد پيدا كند ، و همچنين اگر شك كند كه سنگى كه انداخت ، خورد به جمره يا نه ، بايد بيندازد تا علم به رسيدن پيدا كند .
مسألهء 5 - اگر سنگى را كه انداخت به جمره نرسيد ، بايد دو مرتبه بيندازد اگر چه در وقت رَمْى گمانش آن بود كه رسيده است ، پس اگر پهلوى جمره چيزهاى ديگرى نصب شده و اشتباهاً به آنها رَمْى كرده ، كافى نيست و بايد اعاده كند ، اگر چه در سال ديگر به وسيلهء نايبش .
مسألهء 6 - اگر چند سنگ را با هم بيندازد مانع ندارد ، لكن يكى حساب مىشود ، چه يكى از آنها به محل بخورد يا همه .
مسألهء 7 - جايز است سواره و پياده سنگ بيندازد .
مسألهء 8 - بايد سنگ را با دست بيندازد ، اگر با پا يا دهان بيندازد كافى نيست ، ولى بعيد نيست با « فلاخن » كافى باشد .
مسألهء 9 - اگر بعد از آنكه سنگ را انداخت و از محل منصرف شد شك كند در عدد سنگها ، اگر شك در نقيصه كند ، احتياط آن است كه برگردد و نقيصه را تمام كند ، و در شك در زياده اعتنا نكند .
مسألهء 10 - اگر بعد از ذبح يا سر تراشيدن شك كند در انداختن سنگ يا در عدد آن ، اعتنا نكند .
مسألهء 11 - اگر بعد از فارغ شدن شك كند در اينكه درست انداخته يا
مناسك حج ( به ضميمه ترجمه بعضى از مسائل حج تحرير الوسيله و 550 مسأله جديد ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٥٥