جز او نيز از مراتب آن است . نخستين سورهء قرآن را اگر با تدبّر و چشمى غير از اين چشمانداز حيوانى بنگريم و بىحجابهاى ظلمانى و نورانى به او برسيم ، چشمههاى معارف به قلب سرازير شود ، ولى افسوس كه از افتتاح آن نيز بىخبريم ؛ آن را كه خبر شد خبرش باز نيامد « 1 » .
من قائل بىخبر و بىعمل به دخترم مىگويم در قرآن كريم اين سرچشمهء فيض الهى تدبر كن هر چند صِرف خواندن آن كه نامهء محبوب است به شنوندهء محجوب آثارى دلپذير دارد ، لكن تدبر در آن انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدايت مىكند ؛
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
« 2 » . و تا اين قفل و بندها باز نگردد و به هم نريزد ، از تدبر هم آنچه نتيجه است حاصل نگردد .
خداوند متعال پس از قَسَم عظيم مىفرمايد :
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 3 » و سرحلقهء آنها آنان هستند كه آيهء تطهير در شأنشان نازل گرديده .
تو نيز مأيوس نباش ، كه يأس از اقفال بزرگ است ، به قدر ميسور در رفع حُجُب و شكستن اقفال براى رسيدن به آب زلال و سرچشمهء نور كوشش كن . تا جوانى در دست تو است كوشش كن در عمل و در تهذيب قلب و در شكستن اقفال و رفع حُجُب ، كه هزاران جوان كه به افق ملكوت نزديكترند موفق
هامش
( 1 ) - برگرفته از اين بيت سعدى است :
« اين مدعيان در طلبش بىخبرانند كانرا كه خبر شد خبرى باز نيامد »
( كليات سعدى ، ص 3 )
( 2 ) - « آيا در قرآن انديشه و تدبر نمىكنند يا بر دلهايشان قفلها است » . ( محمّد ( 47 ) : 24 )
( 3 ) - « آن ( چه بر تو خوانديم ) قرآنى است گرامى ، در كتابى پوشيده ، كه جز پاكان كس بداندست نزند » . ( الواقعة ( 56 ) : 77 - 79 )