همان باشد - كه در روايتى هست كه « خَلَقَ اللَّهُ الْمَشيئَةَ بِنَفْسِها ثُمَّ خَلَقَ الأَشياءَ بِالْمَشيئَةِ » « 1 » . مشيت را كه عبارت از همان ظهور اول باشد بنفسه خلق كرده است ، يعنى بىواسطه است ؛ همهء چيزهاى ديگر به مشيت واقع شده است . و ظَهَرَ الوجودى كه احتمال مىرود ، كه ظَهَرَ الوجود بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ [ بنابر اين كه ] متعلّقش سوره نباشد و متعلّقش يك چيز خارجى باشد ، اين احتمال هست .
البته اهل ادب هم « أسْتَعينُ » و امثال ذلك كه مناسب است [ در تقدير ] گرفتهاند « 2 » . خوب استعانت هم اگر باشد ، ولو اهل ادب خودشان توجه ندارند ، اگر أسْتَعينُ بِاللَّهِ هم باشد ، اين أسْتَعينُ بِسْمِاللَّه ، يعنى هر كس هر استعانتى مىكند به اسم خدا استعانت مىكند . نمىشود كه كسى استعانت بكند بدون اسم خدا . نه اين است كه يك
« بِسْمِ اللَّهِ » *
لفظى است و اينكه مثلًا أسْتَعينُ بِسْمِاللَّه تشريفاتى باشد ؛ يك واقعيتى است كه اسم خدا ظهور اوست در همه چيز ، و « أسْتَعينُ بِسْمِ اللَّه » استعانت به همين ظهور است ؛ و همه چيز به اين ظهور است ، كه اين هم بازگشتش به اوست ، ولو اديب متوجه نباشد . اين راجع به متعلّق بسم اللَّه و اينكه متعلَّق چيست .
[
مراتب اسم و مراتب انسان
] راجع به اسم هم عرض كردم اسم آن است كه علامت مسمّا باشد ، و چيست كه علامت مسمّا نباشد ؟ هر چيزى را شما فرض كنيد كه يك نحوه وجودى
هامش
( 1 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 110 ، « كتاب التوحيد » ، « باب الإرادة أنّها من صفات الفعل » حديث 4 .
( 2 ) - البحر المحيط ، ج 1 ، ص 16 ، سطر 6 .