عكس آنجا ، آنجا هر حمدى واقع مىشد براى غير او واقع نمىشد . در اين احتمال اين است كه هر حمدى واقع مىشود براى او واقع نمىشود الّا حمد خودش ؛ الّا آن حمدى كه خود او براى خودش مىكند .
بنابراين
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ
اين اسم ، ديگر نمىتواند اسمِ به معناى اول باشد ، اسم به معناى اينكه شما اسميد ، آن هم اسم است ؛ [ بلكه ] آن اسم اللَّه و ظهور مطلق است بىقيد ، و علامتِ مطلق بىقيد است ؛ كه ظهورِ از غيب است و اسم غيب است و با آن اسم ، حمد واقع مىشود . يعنى خود ، خود را حمد مىكند ؛ ظهور براى يك مظهرى حمد مىكند . اين هم يك احتمال است راجع به متعلَّق
بِسْمِ اللَّهِ
متعلّق به حمد ، حمد يك وقت كل مصداق از حمد است ، و يك وقت صرف وجود حمد است ، آنكه هيچ قيد ندارد . يك وقت تمام حمدهايى كه واقع مىشود به غيرخدا واقع نمىشود ، يك وقت هيچ حمدى براى خدا واقع نمىشود به معناى حمد مطلق ، به معناى حمد محدود واقع مىشود نه به معناى حمد مطلق . آن وقت
الْحَمْدُ لِلَّهِ
يعنى آن حمد مطلقى كه هيچ قيدى ندارد به آن اسمى كه مناسب با آن است واقع مىشود براى او . اين هم يك احتمال است .
[
احتمال سوم : عدم تعلّقبسم اللَّه به سوره
] اين معنا را هم احتمال دادهاند ( و آن هم احتمالى است ) كه [ « بسم اللَّه » ] متعلّق به خود سوره نباشد . بعضى گفتهاند « 1 » : متعلّق به ظَهَر است : « ظَهَرَ الوُجُودُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ » . يعنى هرچه پيدا بشود با اسم اللَّه پيدا مىشود . اين اسم مبدأ ظهور همهء موجودات است و اين اسم عبارت از همان است - شايد
هامش
( 1 ) - الفتوحات المكّية ، ج 1 ، ص 102 ، باب 5 .