در فقه هم اين مسأله هست كه اگر چنانچه
« بِسْمِ اللَّهِ » *
را براى يك سورهاى گفتند ، بخواهند يك سورهء ديگر بخوانند كافى نيست ؛ بايد
« بِسْمِ اللَّهِ » *
را دوباره بگويند « 1 » . اين هم مناسب با همين معناست كه اين
« بِسْمِ اللَّهِ » *
با آن
« بِسْمِ اللَّهِ » *
فرق مىكند . اگر
« بِسْمِ اللَّهِ » *
ها اينطور باشد كه در همه جا يك معنا داشته باشد ، ديگر
« بِسْمِ اللَّهِ » *
اين سوره و آن سورهء ديگر با هم تفاوتى ندارد ، چنانچه بعضى مىگويند
[ بِسْمِ اللَّهِ ] *
اصلًا جزو سوره نيست الّا در حمد ، و من باب تبرّك ذكر شده است ؛ و اين صحيح هم نيست « 2 » .
[
احتمال اول : بنابر آنكه الحمد استغراق باشد
] حالا در اين صورت كه
« بِسْمِ اللَّهِ » *
در حمد - حالا ما در حمد هستيم - راجع به متعلّق اينجار و مجرور : يك احتمال اين بود كه « الحمد » تمام مصاديق حمد
هامش
( 1 ) - ر . ك : العروة الوثقى ، ج 1 ، ص 647 ، مسألة 11 .
( 2 ) - « اقوال در پيرامون« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »مختلف است ، مهمترين آنها چنين است :
اول : گروهى معتقدند كه اين نه آيهاى از سورهء حمد است و نه هيچيك از ديگر سورههاى قرآن .
دوم : عدّهاى قائلند آيهاى از اوّل سورهء حمد و ديگر سورههاست ، و هر كس آن را ترك كند 113 آيه از قرآن را رها كرده است .
سوّم : عدهاى آن را آيهء اوّل سورهء حمد مىدانند ، ولى جزء ديگر سورهها نمىشناسند .
چهارم : عدهّاى آن را آيهء اوّل سورهء حمد مىدانند و در ديگر سورهها آن را جزء آيهء اوّل مىشمرند بدين معنا كهبسم اللَّه الرحمن الرحيم با عبارت پس از خود يك آيه مىشود » . ( براى اطلاع از اختلافات در مسألهء « بسم اللَّه » و تعلّق آن به سورهء حمد و ساير سور قرآن ر . ك : الخلاف ، ج 1 ، ص 328 ، مسألهء 82 ؛ الكشّاف ، ج 1 ، ص 1 ؛ التفسير الكبير ، ج 1 ، ص 195 ؛ الجامع لأحكام القرآن ، ج 1 ، ص 92 )