هامش
واز جعفر صادق عليه السلام حديث كرده اند كه أمير المؤمنين عليه السلام حسين عليه السلام را فرمود : « از بهر من چهار قبر در چهار موضع حفر كن . يكى در مسجد كوفه ودويم در ميان رحبه وسه ديگر در نجف وچهارم در خانهء جعدةبن هبيره تا كس بر قبر من راه نبرد . »
ديگر باره فرزندان را به صبر وصيت فرمود وگفت : « يا ابا عبداللَّه ! تو را اين أمت شهيد مىكنند . »
ولختى بىخويشتن شد وچون به هوش باز آمد ، فرمود : « رسول خدا وعم من حمزه وبرادرم جعفر به نزديك من آمدند وگفتند : زودتر بشتاب كه ما مشتاق ومنتظر توايم . »
آنگاه فرمود : « اى فريشتگان خدا ، بر شما سلام باد . »
ثمّ قال : « لمثل هذا فليعمل العاملون ، إنّ اللَّه مع الّذين اتّقوا والّذين هم محسنون » .
يعنى : « از براي اين مقام ، عاملان كار كنند . همانا خداوند با پرهيزكاران ونيكوكاران است . »
پس جبين مباركش خون آلود شد وچشمهاى مبارك را فرو خوابانيد ودست وپاى را به جانب قبله كشيد وگفت : « أشهد أن لا إله إلّااللَّه ، وحده لا شريك له ، وأشهد أنّ محمّداً عبده ورسوله » .
وبه حق پيوست ، عليه الصلاة والسلام .
سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 4 / 297 - 299
به أسانيد معتبره از حضرت صادق عليه السلام حديث كرده اند كه : چون كشتى نوح به خانهء مكة رسيد وهفت شوط طواف كرد ، از خداوند قادر ، نوح را خطاب رفت كه از كشتى بيرون شو وجسد آدم را از كوه ابوقبيس برگير ، ودر كشتى جاى ده . نوح پذيراى فرمان كرد ، وأبو البشر را در كشتى حمل داد . وچون به كوفه مراجعت كرد ، جسد آدم را در نجف به خاك سپرد ودر پيش روى آدم ، قبرى از بهر خود حفر كرد ، وصندوقى براي مدفن أمير المؤمنين عليه السلام بساخت تا در فراز سينهء أو جاى دهند .
اين وقت كه امام حسن عليه السلام نعش را بر زمين فرود آورد ، لختى زمين را حفر كرد . پس قبرى ولحدي وخشتى چند ، باديد آمد . پس آن جسد مبارك را قبل از طلوع صبح در قبر جاى داد ، وبا امام حسن برادرانش امام حسين ومحمد بن الحنفية وديگر عبداللَّه جعفر داخل قبر شدند ، وبر لوحى به خط سريانى دو سطر ديد . كه اين كلمات ترجمهء آن است : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، هذا ما حفره نوح النّبيّ لعليّ وصيّ محمّد صلى الله عليه وآله قبل الطّوفان بسبعمائة عام » .
سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 4 / 304