اللَّهَ إنّ اللَّهَ شَدِيدُ العِقابِ » . حفظكم اللَّه من أهل بيت ، وحفظ فيكم « 1 » نبيّكم . أستودعكم اللَّه ، وأقرأ عليكم السّلام ورحمة اللَّه .
ثمّ لم ينطق إلّا « بلا إله إلّااللَّه » حتّى قُبض رضي الله عنه ، وذلك « 2 » في شهر رمضان سنة أربعين . « 3 »
الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 146 - 148 / مثله ابن كثير ، البداية والنّهاية ، 7 / 328 - 329 ؛ الباعوني ، جواهر المطالب ، 2 / 93
هامش
( 1 ) - [ البداية : « عليكم » ]
( 2 ) - [ لم يرد في البداية ]
( 3 ) - [ . . . ] آن گاه حسن وحسين را پيش خواند وگفت : « سفارشتان مىكنم كه از خدا بترسيد وبه دنيا رو مكنيد ، اگرچه به شما رو كند . به چيزى كه از دست رفته [ است ] ، مگرييد . جز حق مگوييد . به يتيم رحم كنيد . درمانده را كمك كنيد . با أحمق مدارا كنيد . دشمن ستمكار باشيد وياور ستمكش . به مندرجات قرآن عمل كنيد ودر كار خدا از ملامت ملامتگر بيم مكنيد . »
آن گاه به محمد بن حنفيه نگريست وگفت : « آنچه را به دو برادرت سفارش كردم ، به خاطر سپردى ؟ »
گفت : « آرى . »
گفت : « تورا نيز چنان سفارش مىكنم واين كه حق دو برادر بزرگ خود را ادا كنى . دستورشان را أطاعت كن وكارى را بىمشورت آنها به سر مبر . »
آن گاه گفت : « سفارش أو را به شما مىكنم كه برادرتان است وفرزند پدرتان . مىدانيد كه پدرتان أو را دوست داشت . »
آن گاه به حسن گفت : « پسركم ! سفارشت مىكنم كه از خدا بترسى ونماز به وقت كنى وزكات به موقع دهى ووضو را كامل كنى كه نماز جز با طهارت صورت نگيرد ونماز كسى كه زكات ندهد ، پذيرفته نشود . سفارش مىكنم كه از خطا درگذرى وخشم خويش را فرو خورى ورعايت خويشاوند كنى وبا نادان بردبارى كنى . فقه دين آموزى ، تحقيق نكرده كارى نكنى ، قرآن بسيار خوانى ، با همسايه نيكى كنى ، امر به معروف كنى ونهى از منكر وپرهيز از ناروايىها . »
وچون مرگش در رسيد ، وصيت كرد ووصيت وى چنين بود : « اين وصيت علي بن ابىطالب است . شهادت مىدهد كه خدايى جز خداى يگانهء بي شريك نيست واين كه محمد بنده وپيغمبر أو است كه وى را با هدايت ودين حق فرستاد كه بر همهء دينها غلبه دهد وگرچه مشركان خوش ندارند . ونيز نماز وعبادت وحيات وممات من براي خداى بي شريك ، پروردگار جهانيان است . چنين فرمانم دادهاند ومن از تسليم شدگانم . آنگاه به تو اى حسن وبه همهء فرزندانم سفارش مىكنم كه از خدا ، پروردگارتان بترسيد وبر