آفرينش با همه اجزاى خود كه يكى از آنها انسان است ، با سير تكوينى خود ( كه پيوسته رو به كمال است ) به سوى خدا در حركت است و روزى خواهد رسيد كه به حركت خود خاتمه داده ، در برابر عظمت و كبرياى خدايى ، انيت و استقلال خود را به كلى از دست مىدهد .
انسان نيز كه يكى از اجزاى جهان و تكامل اختصاصى وى از راه شعور و علم است ، شتابان به سوى خداى خود در حركت مى باشد و روزى كه حركت خود را به آخر رسانيد حقانيت و يگانگى خداى يگانه را عيانا مشاهده خواهد نمود . او خواهد ديد كه قدرت و ملك و هر صفت كمال در انحصار ذات مقدس خداوندى است و از همين راه حقيقت هر شى ء چنان كه هست بر وى مكشوف خواهد شد .
اين نخستين منزل از جهان ابديت است ، اگر انسان به واسطه ايمان و عمل صالح در اين جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزديكان او داشته باشد با سعادتى كه هرگز به وصف نمى آيد در جوار خداى پاك و صحبت پاكان عالم بالا بسر مى برد و اگر به واسطه دلبستگى و پايبندى به زندگى اين جهان و لذايذ گذران و بى پايه آن از عالم بالا بريده و انس و الفتى به خداى پاك و پاكان درگاهش نداشته باشد گرفتار عذابى دردناك و بدبختى ابدى خواهد شد .
درست است كه اعمال نيك و بد انسان در اين نشأه گذران است و از ميان مى رود ولى صور اعمال نيك و بد در باطن انسان مستقر مىشود و هر جا برود همراه اوست و سرمايه زندگى شيرين يا تلخ آينده او مى باشد .
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٠