همان كلمه توحيد تنها برمى گردد و كلمه توحيد نيز با تركيب همان احكام و مقررات فرعى حاصل مىشود .
البته گذشته از تنظيم نهايى ، چنين آيين پهناورى با چنين وحدت و ارتباط حتى تنظيم فهرست ابتدايى آن نيز از نيروى عادى يك نفر از بهترين حقوقدانان جهان در حال عادى بيرون است چه برسد به كسى كه در زمان ناچيزى در ميان هزاران گرفتارى جانى و مالى و شخصى و عمومى و جنگهاى خونين و كارشكنيهاى خارجى و داخلى قرار گيرد و بالا خره در برابر جهانى تنها بيفتد .
گذشته از اينكه پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آموزگارى نديده بود و خواندن و نوشتن ياد نگرفته بود و پيش از دعوت 196 دو سوم زندگى خود را در ميان قومى بسر برده بود كه از فرهنگ عارى بودند و بويى از مدنيت و حضارت نشنيده بودند و در زمين بى آب و علف و هوايى سوزان با پست ترين شرايط زندگى مى كردند و هر روز زير سلطه يكى
هامش
( 196 ) چنان كه از زبان پيغمبراكرم ( ص ) مى فرمايد :( فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ )يعنى : ( من در ميان شما پيش از نبوت و نزول قرآن ، عمرى بوده و گذرانيده ام آيا تعقل نمى كنيد ؟ ) ( سوره يونس ، آيه 16 ) و مى فرمايد :( وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ )يعنى : ( تو پيش از نزول قرآن نوشته اى را نمى خواندى و با دست خود نمى نوشتى ) ، ( سوره عنكبوت ، آيه
48 ) و باز مى فرمايد :( وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ )يعنى : ( و اگر از قرآنى كه به بنده خودمان نازل كرديم در شك مى باشيد ، يك سوره از شخصى كه در شرايط وجود ( نخواندن و ننوشتن و مربى نديدن ) مانند محمد باشد بياوريد تا معلوم شود كه قرآن سخن خدا نيست ) ، ( سوره بقره ، آيه 23 )