تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
از جانب خدا مأموريت دعوت يافته است و اين دعوى در جاى خود دليل مى خواهد . و از اين روى بود كه ( چنان كه قرآن كريم خبر مىدهد ) پيوسته مردم با ذهن ساده خود از پيغمبران خدا براى اثبات صدق دعوى نبوت معجزه مى خواسته اند . و معناى اين منطق ساده و درست اين است كه وحى و نبوت كه پيغمبر خدا دعوى مىكند در ساير مردم كه مانند وى انسانند يافت نمى شود و ناچار نيرويى است غيبى كه خدا به طور خرق عادت به پيغمبر خود داده كه بوسيله آن سخن خدا را شنيده از روى مأموريت ، به مردم برساند ، اگر راست است ، پس پيغمبر از خداى خود بخواهد كه خارق عادت ديگرى به وجود آورد كه مردم به وسيله آن ، صدق نبوت پيغمبر ( مدعى نبوت ) را باور كنند . چنان كه روشن است درخواست معجزه از پيغمبران طبق منطقى است درست و بر پغمبر خداست كه براى اثبات نبوت خود ابتدا يا طبق درخواست مردم ، معجزه بياورد و قرآن كريم نيز اين منطق را تأييد كرده از بسيارى از پيغمبران ابتدا يا پس از درخواست مردم معجزه نقل مى فرمايد . البته بسيارى از كنجكاوان تحقق معجزه ( خرق عادت ) را انكار نموده اند ولى سخنشان به دليل قابل توجهى تكيه نمى دهد و علل و اسبابى كه براى حوادث تا كنون با تجربه و فحص به دست ما رسيده هيچگونه دليلى نداريم كه آنها دائمى هستند و هيچ حادثه اى هرگز با غير علل و اسباب عادى خود متحقق نمى شود و معجزاتى كه به پيغمبران خدا نسبت داده شده محال و خلاف عقل ( مانند زوج بودن عدد سه ) نيستند بلكه خرق عادت مى باشد در صورتى كه اصل خرق
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 146 | السيد محمدحسين الطباطبائي