تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بى شك اين كمالات را خدا آفريده و داده است و اگر خودش آنها را نداشت به ديگران نمى بخشيد و تكميل شان نمى كرد و از اين رو به قضاوت عقل سليم بايد گفت خداى آفرينش علم دارد قدرت دارد و هر كمال واقعى را دارد . گذشته از اين چنان كه گذشت - آثار علم و قدرت و در نتيجه آثار حيات از نظام آفرينش پيداست . ولى نظر به اينكه ذات خداوندى نامحدود و نامتناهى است اين كمالات كه در صورت صفات براى او اثبات مى شوند در حقيقت عين ذات و همچنين عين يكديگر مى باشند 163 و مغايرتى كه ميان ذات و صفات و همچنين در ميان خود صفات ديده مىشود تنها در مرحله مفهوم است و به حسب حقيقت جز يك واحد غير قابل تقسيم در ميان نيست . اسلام براى جلوگيرى از اين اشتباه ناروا ( تحديدات به واسطه توصيف يا نفى اصل كمال ) عقيده پيروان خود را در ميان نفى و اثبات نگه مى دارد 164 و دستور مىدهد اين گونه اعتقاد كنند كه : خدا علم دارد
هامش
( 163 ) امام ششم مى فرمايد : ( خدا هستى ثابت دارد و علم او خود اوست در حالى كه معلومى نبود و سمع او خود اوست در حالى كه مسموعى نبود و بصر او خود او بود در حالى كه مبصرى نبود و قدرت او خود او بود در حالى كه مقدورى نبود ) ، ( بحار ، ج 2 ، ص 125 ) و اخبار اهل بيت در اين مسائل از شماره بيرون است ( ر . ك : نهج البلاغه ، توحيد عيون و بحار ، ج 2 ) ( 164 ) امام پنجم ، ششم و هشتم - عليهم السلام - مى فرمايند : ( خداى تعالى نورى است كه با ظلمت مخلوط نيست و علمى است كه جهل در آن نيست و حياتى است كه مرگ در آن نيست ) ، ( بحار ، ج 2 ، ص 129 ) امام هشتم ( ع ) مى فرمايد : ( مردم در صفات ، سه مذهب دارند : گروهى صفات را به