و اگر جن و انس « 1 » دست به هم داده براى اين كار قيام كنند نخواهند توانست نظير قرآن را بياورند .
مىگويد : اگر مىگوييد قرآن سخن محمد است از كسى ديگر كه در مشخصات زندگى مانند اوست : يتيم ، تريبت نديده ، درس نخوانده ، نوشتن ياد نگرفته ، در محيط تاريكى مانند محيط جاهليت بزرگ شده مانند اين كتاب يا سورهاى از سورههاى آن را بياوريد . « 2 »
مىگويد : چرا در آيات قرآنى كه در مدت بيست و سه سال نزول هيچگونه تغيير و اختلافى در اسلوب بيان و لفظ و معناى خود پيدا نكرده درست تدبر نمىكنند و اگر سخن بشر نه سخن خدا بود قطعاً محكوم نظام طبيعت مىشد و تحول و تغيير و اختلاف در آن پديد مىآمد . « 3 »
بديهى است كه اين بيانات با نسبت تشريفى سازگار نيست و قرآن را تنها كلام خدا معرفى مىكند .
گذشته از اين ، قرآن مجيد در صدها آيه معجزاتى خارق عادت كه با نظام عادى طبيعت قابل توجيه نيست اثبات مىكند كه پيغمبران به واسطه آنها نبوت خود را اثبات مىكردهاند و اگر نبوت همان نداى وجدان و وحى آسمانى به معناى افكار پاك بشرى بود اقامه حجت و استمداد از معجزه معنايى نداشت .
برخى از نويسندگان اين معجزات صريحه را با يك وجوه خندهدارى تأويل مىكنند ، ولى هر خوانندهاى به توجيهاتشان مراجعه نمايد ترديد نخواهد داشت كه مدلول قرآن مجيد غير از آن است كه اين دانشمندان مىگويند .
منظور ما در اين جا اثبات امكان تحقق معجزه و خارق عادت يا اثبات صحت نقل
هامش
( 1 ) اسراء ، آيه 88
( 2 ) . بقره ، آيه 23
( 3 ) . نساء ، آيه 82