نمىرسد ) و محكم است ( نمىشود در او رخنه كرد ) .
انطباق آخر آيه به تأويل به آن معنا كه ذكر شد واضح است و مخصوصاً از آن جهت كه فرموده
« لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » *
و نفرموده « لعلكم تعقلونه » ( شايد آن را تعقل كنيد ) زيرا علم به تأويل چنان كه آيه محكم و متشابه ( و ما يعلم تأويله الااللَّه ) حكم مىكند اختصاص به خدا دارد و نيز به همين جهت وقتى كه در آيه محكم و متشابه اهل انحراف را به واسطه پيروى متشابهات نكوهش مىكند مىفرمايد با اين پيروى فتنه مىخواهند و تأويل آن را مىجويند و نفرموده مىيابند .
پس تأويلِ قرآن حقيقت يا حقايقى است كه در ام الكتاب پيش خداست و از مختصات غيب مىباشد .
و باز در جاى ديگر نزديك به همين مضمون مىفرمايد :
« فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ * وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ * تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 1 »
پس سوگند به موقعهاى ستارگان و به درستى اين سوگندى است كه اگر بدانيد بزرگ است ، اين قرآنى است محترم در كتابى كه محفوظ و پنهان است ( امالكتاب ) كتابى كه جز پاكشدگان آن را مس نمىكنند تنزيل - فرو فرستاده شده - است از پيش خداى جهانيان ) .
چنان كه پيداست آيات كريمه براى قرآن دو مقام اثبات مىكند : مقام كتاب مكنون كه از مس ، مس كنندهاى مصون است و مقام تنزيل كه براى مردم قابل فهم مىباشد .
چيزى كه از اين آيات علاوه بر آيات گذشته استفاده مىشود استثناى « الاالمطهرون » است كه به مقتضاى آن كسانى مىتوانند به حقيقت و تأويل قرآن كريم
هامش
( 1 ) . واقعه ، آيات 75 - 80