و در هر مرحله موسى عليه السلام اعتراض مىنمايد خضر به مقام جواب آمده حقيقت و منظور اصلى كارهايى را كه به امر خدا انجام داده بود بيان مىكند و آن را تأويل مىنمايد و معلوم است حقيقت كار و منظور واقعى آن كه به صورت كار ظهور كرده و به منزله روح كار است ، تأويل ناميده شده نه معناى خلاف ظاهر آن .
و همچنين خداى متعال درباره وزن وكيل مىفرمايد :
« وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا »
« 1 »
وقتى كه كيل مىكنيد كيل را ايفاد كنيد - مكيال را درست پركنيد - و با ترازوى درست وزن نماييد اين خوب است و از جهت تأويل بهتر مىباشد .
روشن است كه مراد از تأويل كيل و وزن وضع اقتصادى خاصى است كه در بازار داد و ستد در نقل و انتقال حوائج زندگى بهوجود مىآيد و « تأويل » به اين معنا خلاف ظاهر كيل و وزن نيست بلكه حقيقتى خارجى و روحى است كه در كالبد كيل و وزن دميده شده و با درستى و نادرستى آنها در آثار خود توانا و ناتوان مىشود .
و همچنين در جاى ديگر مىفرمايد :
« فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا »
« 2 »
پس اگر در چيزى نزاع داشتيد آن را به خدا و رسول برگردانيد . . . اين خوب است و از جهت تأويل بهتر مىباشد .
پيداست كه مراد از « تأويل » رد منازعه به خدا و رسول همان پا برجا بودن وحدت جامعه و استوار بودن پيوند روحى در جامعه مىباشد و اين حقيقتى است خارجى نه معناى خلاف ظاهر رد نزاع .
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيه 35
( 2 ) . نساء ، آيه 59