و همچنين موارد ديگرى كه لفظ تأويل در قرآن مجيد ذكر شده و جمعاً با آنچه گذشت شانزده مورد مىباشد ، در هيچ كدام از آنها نمىشود تأويل را به معناى « مدلول خلاف ظاهر » گرفت بلكه به معناى ديگرى است كه ( چنان كه در فصل آينده روشن خواهند شد ) به لفظ تأويل كه در آيهء محكم و متشابه وارد شده نيز انطباق دارد و با اين حال موجبى براى اين كه لفظ تأويل را در آيه نامبرده به معناى « مدلول خلاف ظاهر » بگيريم نيست .
يب - معناى تأويل در عرف قرآن چيست ؟
آنچه از آياتى كه لفظ تأويل در آنها وارد است و برخى از آنها را در فصلهاى گذشته نقل نموديم به دست مىآيد ، اين است كه تأويل از قبيل معنا كه مدلول لفظ باشد نيست چنان كه روشن است كه در خوابهايى كه در سوره يوسف نقل و تأويل شده هرگز لفظى كه خواب را شرح مىدهد به تأويل خواب دلالت لفظى - اگرچه خلاف ظاهر هم باشد - ندارد .
و همچنين در قصههاى موسى و خضر لفظ قصهها به تأويلى كه خضر براى موسى كرده دلالت ندارد و همچنين در آيه
« وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ »
اين دو جمله دلالت لفظى بر وضع اقتصادى مخصوص كه تأويل امر است ندارد .
و همچنين در آيه
« فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ »
دلالت لفظى بر تأويل خود كه وحدت اسلامى است ندارد و اگر در ساير آيات دقت كنيم امر از همين قرار مىباشد .
بلكه در مورد خوابها تأويل خواب حقيقتى است خارجى كه در صورت خاصى براى بيننده خواب جلوه كرده ، همچنين در قصههاى موسى و خضر تأويلى كه خضر اظهار مىكند حقيقتى است كه كارهايى كه انجام داده از آن سرچشمه مىگيرد و