« أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ »
« 1 »
يا مىگويند قرآن را به خدا بسته بگو پس ده سوره افترايى مانند آن بياوريد .
و مىفرمايد :
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ »
« 2 »
يا مىگويند قرآن را به خدا بسته بگو پس يك سوره همانند آن بياوريد .
و باز در تحدى با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
« 3 »
و اگر از آنچه بر بنده خودمان فرو فرستاديم در شك باشيد از مردى مانند وى - كه درس نخوانده و نوشتن ياد نگرفته و در محيط جاهليت نشو و نما يافته باشد - يك سوره قرآنى بياوريد .
و باز از راه نداشتن اختلاف و تضاد تحدى نموده مىفرمايد :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
« 4 »
آيا در قرآن تدبر نمىكنند و اگر از پيش غير خدا بود در آن اختلافات بسيار پيدا مىكردند .
زيرا همه چيز در اين جهان مشمول قانون تحول و تكامل است و از تضاد اجزاء و احوال خالى نمىباشد و اگر قرآن كار بشر بود و در ظرف بيست و سه سال قطعه قطعه ساخته مىشد از اختلاف اوصاف و احوال سالم نمىماند و اين طور يكنواخت نبود .
قرآن مجيد كه بدين تحديات سخن خدا بودن خود را اعلام و تثبيت مىكند در
هامش
( 1 ) . هود ، آيه 13
( 2 ) . يونس ، آيه 38
( 3 ) . بقره ، آيه 23
( 4 ) . نساء ، آيه 82