ولى باز مشكل ابهام فىالجمله حل مىشد نه بالجمله تا اين كه خليلبن احمد « 1 » نحوى معروف كه واضع علم عروض بود اشكالى براى كيفيات تلفظ حروف وضع كرد : مد ، تشديد ، فتحه ، كسره ، ضمه ، سكون ، تنوين منضم به يكى از حركات سهگانه ، روم ، اشمال . و به اين نحو ابهام تلفظ رفع شد .
و پيش از آن « 2 » مدتى با نقطه به حركتهاى حروف اشاره مىشد به جاى فتحه بالاى حرف در اولش نقطهاى مىگذاشتند و به جاى كسره زير حرف در اول و به جاى ضمه بالاى حرف طرف آخرش و اين روش گاهى موجب مزيد ابهام مىشد .
هامش
( 1 )
( 2 ) 1 و . اتقان ، ج 2 ، ص 171