بوديم مسمّى به « راه صواب » مشتمل بر دوازده سؤال و جواب ، از آن دوازده [ سؤال ] بر پنج اقتصار شد و به « شرايط الإِيمان » موسوم گرديد ، واللَّهُ المُستعان .
سؤال اوّل :
چون إلهِ اين امّت يكى است و پيغمبر يكى است و كتاب يكى است ، پس اين همه اختلاف ايشان در مسايل دينيّه از بهر چيست ؟
جواب :
اگر إله و پيغمبر و كتاب همه يكى بودى هيچ اختلاف نبودى ، خداپرستان يك فرقهاند از امّت و آنان فروكيشانند و اهلِ هدايت ايشانند ، متّقيانند و اصحاب يمين ، نبىّشان « 1 » محمّد - صَلَّى اللَّهُ عليه و آله - [ است ] و كتابشان قرآن مبين ، و
« أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ
« 2 »
»
اشاره به ايشان است . وفرقهء ناجيه عبارت از ايشان ، و باقيان هواپرستانند و از شراب ضلالت مستانند ، گمگشتگانند از راه ، و مصداقِ
« أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
« 3 »
»
، و اينانند كه طوايف بسيارند ، و ماصدق و الباقى فى النّارند ، هواهاى « 4 » خود را عبيد قِنّند « 5 » ، و رُسُل ايشان شياطينِ انس و جِنّند « 6 » ،
« يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
« 7 »
»
« إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ
هامش
( 1 ) - الف : « پيغمبرشان » .
( 2 ) - البقرة : 5 . « ايشان بر رهنمونى [ به راه راست ] از پروردگار خويشند » .
( 3 ) - الفرقان : 43 . « آيا كسى را كه خداى خويش را كام و خواهش خويش گرفت ديدى ؟ » .
( 4 ) - الف : « هواى » .
( 5 ) - قِنّ : زرخريدى را گويند كه خود و پدرانش همگى در قيد بردگى بوده و هستند . و آن در لفظ واحد براى مذكّر و مؤنّث و فرد و جمع يكسان است . و گاهى بر « أَقنان » و « أَقنّة » جمع بسته مىشود .
( 6 ) - ب و اصل : « جناند » .
( 7 ) - الأنعام : 112 . « برخى با برخى ديگر ( براى اغفال همنوعان ) سخنان آراستهء ظاهر فريبنده اظهار مىكنند » .