بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
امّا بعد ، غرض از اين نوشته بيان آن است كه طايفهاى از صوفيان شهر مُولتان « 1 » كه از خانوادهء مشايخ كبار آن بلاد بودند ، مكتوبى به شخصى از قوم خودشان ، عبد السّلام نام ، كه در شهر اصفهان به تجارت مشغول بود فرستاده بودند و او را اعلام نموده كه در عِراق عَجَم « 2 » تفحّص كن ، شايد شخصى بيابى از دانايان آنجا كه دليلى روشن داشته باشد بر حقيقت مذهب اماميّه و جواز سَبّ قومى از صحابه بىأشواك شكوك و جدال و تشويشات قيل و قال ، و توجيه سرّ فسونهاى عجيبهء هندوان و فسانههاى غريبهء ايشان نيز تواند نمود تا از براى ما بُرهانى باشد بر دانايى او ، و اگر چنين شخصى بيابى التماس كن از او تا چند كلمهاى در اين دو سه باب بنويسد ، شايد سبب اهتداى ما شود به مذهب ايشان ، چرا كه نور محبّت اميرالمؤمنين عليه السلام در دل ما پيدا شده و تعصّب مذهب را به يك سو نهاده ، دانايى مىطلبيم كه دستِ ارادت به دامن او زنيم تا ما را از خار
هامش
( 1 ) - مولتان - بضمّ ميم - شهرى در هند است به سمت غزنه و اكثر تلفّظ آن « مُلتان » بدون واومى باشد . و گويند آن در منطقهء هند قديم و پاكستان فعلى است .
( 2 ) - عراق عجم ناحيهاى بوده در مركز ايران كه شامل شهرهاى : كرمانشاه ، همدان ، ملاير ، اراك ، گلپايگان و اصفهان مىشده است ، اين اصطلاح تا تقسيم كشور به استانهاى مختلف معمول يا مورد توجّه بوده ولى بعد از آن متروك گرديد .