بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
ستايش و سپاس بىقياس ، خداوندِ زمين و آسمان را كه سلسلهء روز و شب وفا به شكر نعمتِ بىنهايتش ننمايد ؛ و درود نامعدود ، بر خورشيدِ اوج رسالت كه دقايقِ ساعات و سراسرِ اوقات عهدهء شكر مَحامدش را نشايد ، و آل ولايت مآل او كه هر يك برج فلك امامت و ماه دو هفته مطلع هدايتند صلوات اللَّه عليهم باقيةً مستمرّةً ما دامت الشّهورُ و السّنين متواليةً متكرّرةً .
امّا بعد ، چنين روايت كرده مُعَلّى بن خُنَيس « 1 » كه در روز نوروز [ به ] نزد منبع حقايق و دقايق امام جعفر صادق عليه السلام رفتم ، فرمود : آيا مىدانى امروز چه روز است ؟ گفتم : فداى تو شوم ، روزى است كه عجمان تعظيم آن مىنمايند و هديه به يكديگر مىفرستند . فرمود به خانهء كعبه سوگند كه بعاث آن تعظيم امرى قديم است ، بيان مىكنم آن را براى تو تا بفهمى . گفتم : اى سيّد من ، دانستن اين را دوستتر مىدارم از آنكه دوستان مردهء من زنده شوند « 2 » و دشمنان من بميرند .
پس فرمود : اى معلّى ، نوروز روزى است كه خداى تعالى عهدنامه از ارواح
هامش
( 1 ) - اين روايت در كتاب بحارالأنوار ( 59 / 91 ) نقل شده و علّامه گفته آن را در برخى از كتب معتبره ديده است .
( 2 ) - متن عربى اين بوده : « يعيش أمواتي » كه باتوجّه به « و تموت أعدائي » ترجمه شده است .