فرموده : « صَحِبُوا الدُّنْيا بِأَبْدانٍ أَرْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالمحَلِّ الْأَعْلى « 1 » » .
بيهوشانِ شرابِ دنيا چون با چنين كسى انس توانند گرفت « 2 » يا به جانب او رغبت نمود ؟ چه ابناىِ دنيا و ابناى آخرت ضدّ يكديگرند [ به غايت ] همچنانكه دنيا و آخرت ، و گفتهاند : « الْجِنْسُ مَعَ الْجِنْسِ إِلَى الْجِنْسِ يَمِيلُ « 3 » » .
ذرّهاى كاندر همه ارض و سماست * جنس خودرا همچو كاه و كهرباست « 4 »
* * *
ناريان مر ناريان را جاذباند * نوريان مر نوريان را طالباند « 5 »
* * *
اهل باطل باطلان را مىكِشند * اهلِ حقّ ازاهلِ حقّ هم سرخوشند « 6 »
* * *
طَيِّبات آمد ز بهر طَيِّبين * للخَبيثين الخَبيثات است اين « 7 »
هامش
( 1 ) - ترجمه : « با تن هائى همنشين دنيايند كه جانهاشان به عالم بالا پيوسته است » ، و « محلّ أعلى » تفسير به عاليترين جايگاه بهشت ، درجات بهشت ، قرب پروردگار ، قرب مقرّبان الهى از انبيا و اوصيا و صدّيقين و شهدا ، شده . و در مصادر حديثى بجاى آن : « بالملأ الأعلى » « بالمنظر الأعلى » و « بالرّفيق الأعلى » نقل گرديده است .
( 2 ) - اصل و ج : « داشت » .
( 3 ) - يعنى : هر جنس با جنس خود به سوى جنس خود مايل مىشود .
( 4 ) - در مثنوى مطبوع اين گونه نقل شده :ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * جنس خود را هر يكى چون كهرباست( 5 ) - سرآغاز دفتر دوم از مثنوى ( بيت 82 يا 83 ) .
( 6 ) - در مثنوى مطبوع اين گونه است :« قِسم باطل باطلان را مىكَشد * باقيان از باقيان هم سرخوشند »( 7 ) - اشاره است به آيهء 26 سورهء نور : « الخَبيثاتُ للخَبيثين و الخَبيثون للخَبيثات و الطّيّباتُ للطّيّبين و الطّيّبون للطيّبات » . و در مثنوى اين گونه نقل شده است :« طيّبات آيد به سوى طيّبين * للخبيثين الخبيثات است هين »