تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة شرح صدر 20

مساهمون:

صشرح صدر ٢٠
جَهِلُوا « 1 » » .
آن كَس كه ز شهر آشنايى است * داند كه مَتاع ما كجايى است « 2 »
و اين مباينت در حقيقت و بُطلان و اختلاف جنسيّت در متفرّعات آن ، اعظم سببى بود از اسباب آن كه اكثر اين امّت بعد از پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به مدّعيانِ خلافت به غير حقّ گرويدند و به جانبِ اجانب متغلّبه « 3 » ميل كردند و حضرت اميرالمؤمنين صلوات اللَّه [ و سلامه ] عليه و اهل بيت - عليهم السّلام - را فرو گذاشتند با آن كه قدر ايشان را شناخته و فضل ايشان را دانسته بودند و بطلان آن جماعت را پى برده ، چه اكثر از جنس آن جماعت بودند و [ با ايشان ] در سليقه و جِبلّت موافق و در اطوار واهواء مطابق ، وخصوصاً محبّتِ دنيا در نهاد اكثر مردم سرشته شده ، كم كسى است كه از آن خالى باشد ، و تحصيل دنيا جز به متابعت آن قوم ميسّر نبود . و آنچه در سينهء مطهّر حضرتِ اميرالمؤمنين - عليه السلام - بود از علوم و حِكَم و معارف و اسرار به حيثيتى دل مقدّس آن حضرت را از دنيا به آخرت صرف كرده بود كه در دنيا نيز با اهل جِنان صحبت مىداشت ، چنان كه خود
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 172 ، و در آن « ما جهلوا » آمده است . ترجمه : « مردم نسبت به امور نادانستهء خود دشمنان‌اند » . ( 2 ) - نظامى گنجوى . ليلى و مجنون . ( 3 ) - در نسخه‌اى : « متقلّبه » .