سلمة بن خرشب شاعر معروف عرب گويد :
تعوّذ بالرّقى من غير خبل * و تعقد فى قلائدها التّميم
طفيل گويد :
فالّا امت اجعل لنفر قلادة * يتمم بها نفر قلائده قبل « 1 »
شاعر ديگر گفته است :
اذا مات لم تفلح مزينة بعده * فنوطى « 2 » عليه يا مزين التّمائما
شايد رسم تميمه بستن كودكان مانند تعويذ و چيزهاى بسيار ديگر از اين قبيل ، از عرب بساير ملل و اقوام اسلامى رسيده و سرايت كرده باشد .
چه اين عادت كه منشأ و مايهاش عقايد جاهلى است در اعراب چندان شايع و مستمرّ بوده كه ولادت و كودكى را با تميمه بستن ملازمه ميدادند - و در زبان رايج و ادبى عرب تميمه بستن كنايه از كودكى و ولادت ، و محلّ تميمه بستن كنايه از محلّ تولّد و موطن اصلى است و كلمهء متمّ بمعنى محلّ بريدن ناف يعنى مولد ، و فعل اتمّ بمعنى نزديك شدن وقت زاييدن ظاهرا از همين معانى كنائى آمده است . - رفاع بن قيس اسدى گويد :
بلاد بها نيطت عليّ تمائمى * و اوّل ارض مسّس جلدى ترابها
فرزدق شاعر معروف عهد اموى گويد :
هامش
( 1 ) - فعل تمّم از باب تفعيل بمعنى تميمه بستن مولود آمده است . - در لسان العرب ( يتمّ ) بصيغهء باب افعال نوشته و مقصود شاعر را گفته است « اى عاذه الذى تقلده قبل » .
( 2 ) - نوطى : فعل امر حاضر مؤنث است از ناط ينوط به وزن قال يقول كه فعل مخصوص اين مورد است يعنى بستن و آويختن گلو بند و تميمه به گردن .