تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غروب خورشيد فقاهت ( زندگينامه وآثار ومبارزات آقاى خوئى ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
من با ايشان برخورد فرزند با پدر است . برخورد شاگرد و استاد ، برخورد يك طلبه و مدرّسش و يا مرجع تقليدش . و براى چندمين بار اين را عرض كردم و به تمامى شاگردان و مردم و مسئولين امر اين معنى را توضيح دادم و تأكيد كردم و گفتم كه از كسى راضى نيستم مگر اين كه اين معنى را قبول كند و به آن جامهء عمل بپوشاند كه من شاگرد و ايشان استاد هستند و اگر كسى خواست به نام اين جانب بين من و ايشان جدائى و مسئله درست كند كه اين خودش باعث ناراحتى و آزردگى خاطر اينجانب است زيرا من معتقدم كه در شأن و صلاح رابطهء من با ايشان نيست . بايد رابطه فرزند و پدرى محفوظ بماند و هركس از اين راه و روش من خارج و مخالفت كند درست به خلاف فكر و اعتقاد من عمل كرده است چون دو مطلب است كه بايد تذكّر بدهم اول اين كه مسئله نظر و استنباط فهمى و اصولى محفوظ بماند و دوم مسئله مرجعيّت شيعه است كه هر چه بيشتر بايد تقويت شود ، تا مردم آن را حسن ظنّ كه دارند به جاى خودش باقى بماند و از مسائلى كه اختلاف‌انگيز است جدّاً خوددارى كنند . در خاتمه از خداوند متعال خواستارم كه سايهء پر مهر پدر روحانىام را از سر ما كوتاه نفرمايد . و به من توفيق بدهد كه وظايف فرزندى را درست انجام بدهم . والسلام عليكم و رحمهء الله و بركاته محمد باقر صدر

- نقش آيت الله خوئى ( رحمهء الله عليه ) . در قيام شيعيان عراق

به دنبال تهاجم صدام مورخه : 1 / اوت / 1990 م به كويت و حمله همه‌جانبه كشورهاى غربى به عراق و كويت ، و پس از تخريب و ويرانى شهرها و كشتار مردم و نابودى منابع نظامى ، اقتصادى اين كشور و سركوب و اخراج عراق از