مىكند برخلاف جناب شما كه با كمال تمكين ووقار هستيد . ميرداماد گفت مطلب نه چنين است بلكه أسب شيخ از كثرت فرح وانبساطي كه از حامل بودن وجود محترمى مانند شيخ را دارد رقص ووجد مىكند ونمىتواند آرام بگيرد كه عالم معظّمى مثل شيخ بر وى سوار شده است . پس شاه پنهانى پيش شيخ رفته وگفت كه مير ، از كثرت فربهى وبزرگى جثّه أسب را هم خسته كرده وبه زحمت انداخته بطورى كه تاب حركت ندارد شيخ گفت مطلب نه چنين است بلكه آن خستگى كه در أسب مير مشاهده مىشود فقط در اثر عجز وناتوانى از باربردارى علمي است كه كوههاى بزرگ از تحمّل آن عاجز هستند سلطان در دم پياده شد ودر ميان آن همه جماعت حاضرين ركاب ، محض شكرانهء آن نعمت بزرگ صفاى باطن وپاكدلى علماى عصر أو ، بروى خاك افتاده وسجدهء شكر بجا آورد . يا سبحان اللّه قلم ورقم از بيان مناقب شاه علمپرور عالم دوست آن چنانى وذكر فضائل ومكارم اخلاق اين چنين علماى ربّانى عاجز وناتوان وتوفيق تأدّب به آداب ايشان را از درگاه خداوندى مسئلت مىنمايد .
ميرداماد از تلامذهء شيخ حسين عاملي پدر شيخ بهائى وخال مفضال خود شيخ عبد العالي پسر محقّق كركى وبعضي از أكابر ديگر بوده واز ايشان روايت نموده است ويگانه فيلسوف اسلامى ملّا صدراى شيرازي وبعضي ديگر از اجلّاى وقت نيز از تلامذهء مير بودهاند . از أقوال نادرهء مير ، قول به ذاتي بودن دلالت ألفاظ ( نه وضعي ) وقول بعموم منزله در مسئلهء رضاع ومانند اينها است به شرحي كه در محل خود نگارش يافته است .
مصنفات طرفه وعجيبهء مير هم بسيار ودر اثبات تفنّن وتبحّر معقولى ومنقولى أو برهاني قاطع مىباشد ودر طرز وأسلوب همهء آنها مبتكر مىباشد :
1 - اثبات سيادة المنتسب بالأم إلى هاشم .
2 - الأربعة الايّام 3 - الاعضالات العويصات في فنون العلوم والصناعات وآن جواب بيست مسئله
القبسات — صفحة مقدمه 59
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ٥٩