تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
آزمايش است و انحراف آدمى هميشه به سبب فشار عامل خارجى نيست بلكه هوا و شهوت و فريفتگى به مظاهر زندگى كه خدا در وجود هر كسى نهاده است ، جزء ديگرى از معادلهء آزمايش و حكمت نخستين زندگى است . چنين بود آدم ابو البشر نخستين كسى كه به انگيزهء رسيدن به ملك و خلود مرتكب خطا شد ، امّا رحمت و عصمت الهى او را دريافت و نجاتش داد . نوح نيز با كافران در مىآويزد و مبارزه با جبت داخلى و طاغوت خارجى را پيروزمندانه به پايان مىبرد ، ليكن هم چنان به آمرزش و رحمت پروردگار نيازمند است تا او را از تكرار خطا باز دارد . نوح با ظرافت خاص از خدا مىخواهد كه به وعدهء خود دربارهء رهايى خانوادهء او وفا كند امّا به صراحت پاسخ مىشنود كه « إنّه ليس من أهلك » ، زيرا پيوند حقيقى او با نيكوكاران است و پسر او معيار عمل صالح را ندارد . «
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ
- نوح پروردگارش را ندا داد : پروردگار من ، پسرم از خاندان من بود و وعدهء تو حق است و نيرومندترين حكم كنندگان تو هستى . » [ 46 ]
قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ
- گفت : اى نوح ! او از خاندان تو نيست ، او عملى است ناصالح . از سر ناآگاهى از من چيزى مخواه ، بر حذر مىدارم تو را كه از مردم نادان باشى . » اين آيه اشارتى دارد به اينكه آدمى بايد در برابر تقديرهايى كه / 67 حكمت آنها را نمىداند رضاى كامل داشته باشد و نيز به او امرى كه از فلسفهء آنها آگاه نيست تسليم مطلق باشد . [ 47 ] تسليم پيامبران در برابر خدا و اوامر و تقديرهاى او به سبب احراز والاترين درجات تربيت است . از اين رو مىبينيم كه نوح از عصمت الاهى يارى مىجويد تا دربارهء چيزى كه بدان آگاهى ندارد نپرسد و دربارهء امورى كه به صلاح او و صلاح رسالت و امّت اوست و وى نمىداند سؤال نكند .