«
أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ
- كه جز خداى يكتا را نپرستيد ، زيرا از عذاب سخت روز قيامت بر شما بيمناكم » .
مجرّد ترس از روز قيامت ، روزى با عذابى چنان سخت كه خود آن دردناك » مىشود ، / 44 كافى است كه آدمى را در جستجوى رهايى به سوى ايمان سوق دهد .
[ 27 ] پاسخ قوم نوح كه غرق تحجّر و مادّيّت و تعصّب طبقهاى بودند ، در برابر دعوت نوح چنين بود :
1 - آنان مىپنداشتند كه پيامبر بايد غير بشر باشد ، زيرا بشر مخلوق از حمل رسالت ناتوان است ، و اين پندار نوعى تحجّر جاهلى است .
2 - به جاى خود رسالت به حامل آن و يا گروندگان آن نگريستند ، به ارزشهاى رسالت كه دعوت به عدالت و هدايت بود ، توجّه نكردند و اين نوعى نگرش مادّى در ارزشهاست .
3 - مستضعفانى را كه رسالت را پذيرفته بودند ، به سبب تكبّر و تعصّب طبقهاى پست و فرومايه مىشمردند .
«
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ
- مهتران قومش كه كافر بودند گفتند :
ما تو را جز انسانى همانند خويش نمىبينيم و نمىبينيم جز اراذل قوم از تو پيروى كنند » .
( « ملأ » يعنى اشراف و بزرگان قوم ) و چون اينان منكر رسالت شدند ، وضع آنان همان وضع اغلب كسانى شد كه با ايشان هم طبقهاند و بنا بر اين تباهكارند ، و دشوار است كه به كسى از جنس خود خضوع كنند ، زيرا روانهايشان پست و فاقد اطمينان و آرامش گرديده است ، و از اين رو پنداشتهاند كه مؤمنان از طبقهء پستاند و در نگاه نخستين اين فرومايگى را مىتوان ديد . « 4 »
هامش
( 4 ) - تفسير معروف « بادى الرّأى » اين است كه مؤمنان ساده نگرند ( به زعم كافران ) .