تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
باشى و از او بخواهى نعمتهاى خود را به تو مىبخشد .
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ
- و هر چه را از او خواسته‌ايد به شما ارزانى كرده است . » در تنگناها و تيرگيها به گشايش و فراخى مىرسى :
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ / 412 إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ ؟
- و هنگامى كه كشتى آرزوهايت شكست ، به ساحل رحمت الاهى مىرسى كه مىگويد :
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
در اينجاست كه آرزوها را برآورده مىبينى و خطاب به پروردگار مىگويى : « خدايا ، خواسته‌ها و آرزوها تنها به دست تو بر آورده مىشود و همّتها و اراده‌ها همه از توست و خردها به هر چيزى راه پيدا مىكنند جز تو . اميد من تويى ، پناه من هم تويى » . « 2 » نعمتهاى خدا را نمىتوان شمار كرد ، آرى ، اگر درختان قلم باشد و درياها مركّب ، آب درياها تمام مىشود و « كلمات » ( اراده‌هاى ) خدا پايان نمىگيرد .
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
- و اگر نعمتهاى خدا را شماره كنيد به شماره در نمىآيد . » از ميلياردها سلّول تن آدمى هر سلّولى نعمت بزرگى است كه قلم از نوشتن عظمت آن ناتوان است ، پس كدام يك از نعمتها را مىشمارى ؟ امّا مىبينى كه آدمى چگونه با كفر نعمت به خويشتن ستم مىكند .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ
- كه آدمى ستمكار و كافر نعمت است . » بيشتر مردم با كفر نعمت به خود و ديگران ستم مىكنند : نعمت زبان را وسيلهء رسوا كردن و بهتان زدن ، نعمت دست را وسيلهء تاختن و تجاوز ، نعمت مال را وسيلهء بخل و رفاه طلبى و برترى جويى ، و نعمت توانش را وسيلهء استكبار و سلطه‌جويى و ديكتاتورى قرار مىدهند و بدين سان به نعم الاهى كافر مىشوند و از آنها در تحقّق اهداف ارزشمند بهره نمىبرند در حالى كه اگر بهره ببرند عملا شاكر
هامش
( 2 ) - از دعاهاى شب جمعه مفاتيح الجنان قسمت اعمال شب جمعه .