/ 316
آيا نابينا و بينا برابرند
؟
رهنمودهايى از آيات :
آيات پيشين در زمينهء شناخت خدا از طريق كاينات بود . در اين جا سخن دربارهء خضوع موجودات ، فرشتگان و جز آنهاست كه خواه ناخواه انجام مىگيرد و نه تنها موجودات خضوع مىكنند بلكه سايهها و بازتابهايشان نيز خاضعاند ، و اگر بپرسى كه مدبّر امور آسمانها و زمين كيست ؟ جواب « خداى سبحان » است . پس چرا آدمى پروردگارى جز او را مىپرستد ؟ آيا جز او خدايى هست كه نفع و ضرر به دست او باشد ؟ نه خير .
فرق ميان كسى كه به خدا ايمان دارد با آن كه ايمان ندارد مانند فرق ميان بينا و نابينا و روشنايى و تاريكى است . مؤمن چون به خدا برسد از لا شىء به شىء تحوّل مىيابد ، زيرا خدا مسلّط بر همه چيز و آفرينندهء آنهاست و موجودات به وجود او قائماند . از اين رو هر چه ايمان ژرفتر باشد انسان والاتر است .
پروردگار متعال همه را روزى مىدهد ، و ارسال پيامبران و بيان حقايق مانند بارانى است كه از آسمان به / 317 زمين مىبارد و در درهها جارى مىگردد تا كشتزارها و آدميان سيراب شوند و زمين سرسبز گردد و شايبههاى زندگى كه به منزلهء كف است از ميان برود . امّا آدمى به جاى اين كه از آب بهره گيرد به كف روى آب رو مىآورد . آيا اين دليل كوتهبينى نيست ؟ ! كف نفعى ندارد ، آب است كه داراى نفع است . كف چيز ظاهرى است و آدمى اغلب ظاهر را نمىجويد بلكه عادتا مظاهر را دوست دارد . در اين جا لذايذ دنيا به كف تشبيه شده است يعنى لذايذ دنيا و كف برابرند .