زيرا رعد فقط نشانهء هستى نيست و ممكن است آيهاى باشد كه ما را به خدا و قدرت و رازق بودنش دلالت كند .
با وجود اين كه صداى رعد ما را مىترساند ، امّا خداوند با ذكر آن نكتهء مهمى را به ما گوش زد مىكند : « رعد آيتى از آيات الهى است همچون آسمانها و زمين كه آيات او هستند . پس اين طبيعت نيست كه معبود ماست و بايد بپرستيمش ، بلكه آفريدهاى از آفريدههاى خداست كه به تسخير ما در آورده است تا از آن بهره ببريم ، پس طبيعت حاكم نيست خاصه كه مىدانيم رعد ، آسمان و زمين از ترس خدا تسبيح مىكنند » .
از روزگاران كهن برخى از مردم طبيعت را به جهت عظمتى كه در او مىديدند ، / 282 مىپرستيدند ، بعضى از آنان خورشيد و بعضى ديگر ماه يا ستاره يا . . . را عبادت مىكردند و در زمان حاضر شواهدى بر اين امر داريم ، مثلا كلمهء اطلس به خداى زمين و ابوالو به خداى آسمان دلالت دارد .
اگر آدمى خداى يگانه را بپرستد همه چيز تحت تسخير اوست .
« عبدى اطعنى تكن مثلى اقول للشىء كن فيكون ، و تقول للشّىء كن فيكون »
يعنى بندهء من ، از من اطاعت كن تا همچون من باشى . به چيزى مىگويم باش ، مىباشد و تو نيز به چيزى مىگويى باش ، مىباشد .
فلا تكن عبد غيرك و قد خلقك اللَّه حرا
بندهء شخص ديگرى مباش در حالى كه خداوند تو را آزاد آفريده است .
امّا اگر آدمى خدا را نپرستد حاكم و سرور طبيعت نخواهد بود بلكه طبيعت بر او حاكم خواهد شد . اگر انكار و تكذيب كند ، خداوند طبيعت را بر او مسلّط مىكند .
از اين رو هدف از نشانههاى آفرينش در طبيعت خود آنها نيستند بلكه هدف استوار كردن روح ايمان به خدا در دل آدمى و كاشتن يقين در آن است .
در واقع مسير طبيعت تلخيص زندگى آدمى است ، چنان كه دانشمندان مىگويند :
« طبيعت رو به زوال و نيز در حال كاهش مستمرّ است ، آيا اين امر دليل آن نيست
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: احمد آرام
ص٢٣٢