« ضرب القرآن » همان خلط بين آيات و بههم زدن آنها از نظر مقامات و مناسبات مفاهيم آيات با يكديگر و نيز اخلال نمودن در ترتيب بيان مقاصد قرآن مىباشد .
مانند آنكه آيهء محكمى را بهجاى متشابه و آيهء متشابهى را بهجاى محكم مورد استفاده قرار دهند « 1 » .
آنگاه در تأييد معناى مزبور ، روايتى از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه در پايان آن حديث چنين آمده است :
. . . و ذلك انّهم ضربوا بعض القرآن ببعض ، و احتجّوا بالمنسوخ و هم يظنّون أنّه النّاسخ ، و احتجّوا بالمتشابه و هم يرون أنّه المحكم ، و احتجّوا بالخاصّ و هم يقدّرون انّه العامّ . و احتجّوا بأوّل الاية و تركوا السبب فى تأويلها و لم ينظروا إلى ما يفتح الكلام و إلى ما يختمه و لم يعرفوا موارده و مصادره ؛ إذ لم يأخذوه عن أهله . فضلّوا و أضلّوا « 2 » .
. . . و اين بدان سبب است كه برخى از قرآن را با برخى ديگر تفسير كردند ، و به منسوخ استدلال كردند درحالىكه گمان مىبردند ناسخ است ، و به متشابه احتجاج نمودند درحالىكه به اعتقاد خود آن را محكم مىدانستند ، و لفظ خاصّ را دليل قرار دادند درحالىكه آن را لفظ عامّ بهحساب مىآوردند . ابتداى آيه را دليل قرار دادند و سبب تأويلش را ترك گفتند و به سرآغاز و سرانجام كلام دقّت نكردند و موارد و مآخذش را نشناختند ؛ زيرا كه آن را از اهلش فرا نگرفتند . و از پس اين كردار ، گمراه شدند و گمراه كردند .
هامش
( 1 ) تفسير الميزان ؛ ج 3 ، ص 85 .
( 2 ) همان ، ص 84 . به نقل از تفسير نعمانى .