تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
موانع فائق آيد . دست باز نيست كه تمام اين موانع بازگو شود و مشكلات شرح داده شود . با اشاره‌هايى كه ذكر شد ، كسانى كه وارد به مسائل هستند ، مىتوانند به عمق مشكلات پى ببرند . بد نيست به‌عنوان اشاره ذكر شود كه امام بزرگوار در چهل سال پيش درس عرفان و فلسفه مىگفتند ولى شرائط و جوّ به‌گونه‌اى شد كه به تعطيل اين دروس انجاميد . علّامه طباطبايى مىبايست كارى را شروع كند كه اين تجربه‌هاى ناكام را پشت سر گذاشته بود . ايشان مىفرمودند : « اين سه درس را شروع كردم » . قيافه روحانيى را كه تازه از روستا به شهر آمده در ذهن خود مجسم كنيد ، با يك عمامهء كرباسى سرمه‌اى رنگ چنين شخصى مدّعى ايجاد انقلابى در يك حوزه است ، چه‌اندازه امكانات مادى در اختيار دارد ؟ نشانه‌اش يك خانهء دواطاقى است كه آن را در مقابل ماهى هشتاد ( 80 ) تومان اجاره كرده است . فرزند برومند آن مرد در اين‌جا حضور دارد « 1 » و به‌خاطر دارد كه در چه خانهء كوچك محقّرى بزرگ شده است . خانه‌اى كه حتى مرحوم علّامه نمىتوانست دوستانش را در آن‌جا پذيرايى كند چون از نظر امكانات بسيار محدود بود ، مدتها زندگى استاد از حق‌التأليف كتابهايشان اداره مىشد . و سالها مبالغ هنگفتى مقروض بودند . با آن وضع مادّى و با آن امكانات بسيار محدود و در غربت و ناشناختگى مىخواست تحوّلى عظيم را در فرهنگ كشور و جهان اسلام بنياد كند . علّامه طباطبايى به مشكلات كار كاملا آگاهى داشت و مىدانست در راهى كه
هامش
( 1 ) در جلسه‌اى كه اين مطالب بيان مىشود .