شخصى ديگر داشت . اگر نگاهى به وضع تحصيلات طلّاب در آن زمان بيندازيم ، خواهيم ديد كه بيش از 90 % از فعاليتهاى علمى حوزهها بر محور فقه و اصول دور مىزد . در آن جامعهاى كه در خفقان شديد فكرى و سياسى قرار گرفته بود ، شايد نياز روزمرّه مردم ، بيش از اين هم نبود ، ولى براى جامعهاى كه بخواهد پا به حياتى نوين بگذارد و از حالت ركود و عقبماندگى و ذلّت نجات يابد ، آن وضع كافى نبود . مىبايست تجديدنظرى در برنامههاى درسى و تدريس مىشد .
كسانى هم اقداماتى كم يا زياد در اين زمينهها كردند ولى متأسفانه به جايى نرسيدند و پس از مدّت كوتاهى كلاسها تعطيل شد و باز به وضع سابق برگشت .
جامعهاى كه مىبايست در برابر فرهنگهاى ديگر عرضاندام كرده ، شخصيت فرهنگى خود را در برابر بيگانگان حفظ نمايد و اصالت مكتب خود را به ثبوت رساند ، علاوه بر درسهاى معمول آن زمان ، به درسهاى ديگرى احتياج داشت اما چه درسى و از چه استادى !
مرحوم علّامه طباطبايى رضوان اللّه عليه مىفرمودند :
« وقتى به قم آمدم مطالعهاى در وضع تحصيلى حوزه كردم و يك فكرى دربارهء نياز جامعهء اسلامى . بين آن نياز و آنچه موجود بود چندان تناسبى نديدم . جامعهء ما احتياج داشت كه بهعنوان جامعهء اسلامى قرآن را درست بشناسد و از گنجينههاى علوم اين كتاب عظيم الهى بهرهبردارى كند . ولى در حوزههاى علميه حتى يك درس رسمى تفسير قرآن وجود نداشت .
جامعهء ما براى اينكه بتواند عقايد خودش را در مقابل عقايد ديگران عرضه كند و از آنها دفاع نمايد ، به قدرت استدلال عقلى احتياج داشت . مىبايست
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: مراد على شمس
ص٢٠٤