تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
پيدا نشوند . « 1 » مهندس سيّد عبد الباقى چنين گفته است : يادم هست كه در سن دوازده‌سالگى همه روزه مرا به صحرا برده و تيراندازى را به من آموزش مىدادند و در ضمن آن توصيه مىكردند كه شكار كردن را ياد بگير ولى به‌كار نبر كه شكار و كشتن يك جاندار گناه است . گفتم : پس شكار براى چه خوب است ؟ گفتند : در صورتى مىتواند مجاز باشد كه انسان با يك ضرورت واقعى كه جنبهء حياتى دارد مواجه باشد و الّا ممنوع است . سپس ادامه دادند : من هرگز از تو راضى نخواهم بود كه اگر يك جاندار را بكشى ، ايشان خيلى خيرخواه ، بشردوست ، مفيد و بىاذيت بودند و من هميشه در زندگى مديون تربيت‌هايشان هستم . « 2 »
هامش
( 1 ) مجلهء نور علم ، دورهء سوم ، شمارهء 9 ، ص 65 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ص 381 . ( 2 ) مجلهء نور علم ، دورهء سوم ، شماره 9 ، ص 77 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ص 383 و 384 .