تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
از خودت شروع كن كه هم اين سوئى هستى و هم آنسوئى و قابل حشر با همه . از ايتلاف اين دو حديث شريف ، عظمت سعه وجودى انسان را بنگر كه رسول اللّه ( ص ) فرمود : ما من مخلوق الا و صورته تحت العرش ، و نيز فرمود : قلب المؤمن عرش اللّه الاعظم . در تثليث مراحل وجود عالم و آدم تدبر بفرما كه نفس ناطقه در حد هيچ‌يك از قوى و اعضاء محدود نيست و در عين حال همه است يعنى عال فى دنوه و دان فى علوه كه النفس فى وحدته كل القوى . معرفت نفس را در ذات و صفات و افعالش مرقات معرفت رب قرار ده كه
هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
سخن را در بيان فرق ولايت تكوينى و تشريعى به اختصار خاتمه مىدهيم : ولى از اسماء اللّه است
وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ
( شورى 29 ) و اسماء اللّه باقى و دائم‌اند ،
فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
( يوسف 102 ) لذا انسان كامل كه مظهر اتم و اكمل اين اسم شريف است صاحب ولايت كليه است كه مىتواند به اذن اللّه تعالى در مادهء كائنات تصرف كند و قواى ارضيه و سماويه را در تحت تصرف خويش درآورد ، حكم او در صورت و هيولاى عالم طبيعت نافذ و مجرى است ، و هيولاى عنصرى برحسب ارادهء او خلع صورتى و لبس صورت جديد مىنمايد مانند عصاى حضرت موسى كليم ( ع ) كه صورت جمادى را برحسب اراده‌اش خلع نموده و صورت حيوانيه بر آن پوشانيده است
فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
( اعراف 108 ) و همه معجزات و كرامات و خوارق عادات از اين قبيل‌اند كه به اراده كمل به اذن اللّه صورت گرفته‌اند كه در حقيقت فعل و ايجاد و تأثير و تسخير از خداوند متعال است هرچند كه به ظاهر