غايب استدلال شود ؟ يا لزومى ندارد و اينگونه استدلالها مخصوص بعضى از افراد عوام از آدميان است كه بصيرت عقلى كامل ندارند و ديدهء باطنى و قلبى آنها هم باز نشدهاست ؟
حقيقت اين است كه در معارف اسلامى بابى هست كه مىرساند خداوند در عين اينكه باطن است ظاهر است ، هم باطن است و هم ظاهر . در سورهء مباركهء حديد مىفرمايد :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
؛ او هم اول است و هم آخر ، هم ظاهر است و هم باطن .
در سوره نور مىفرمايد :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
؛ كنايه از اينكه ظهور همهء اشيا به ذات اوست . در سورهء آلعمران مىفرمايد :
« شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ » .
ذات خدا و فرشتگان و دانشمندان الهى بر وحدانيت خدا گواهى مىدهند .
در اين آيه سه نوع گواهى ( دلالت ) ذكر شدهاست و نوع اول كه اشرف و عالىتر است گواهى و دلالت ذات حق بر ذات خود و بر وحدانيت خود است . بعداً بيان خواهيم كرد كه دليل بر ذات حق و دليل بر وحدانيت او عين يكديگرند . و نيز در سورهء بقره مىفرمايد :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » ؛
به هر طرف رو كنيد آنجا چهرهء خداست .
على عليه السلام در خطبهء 61 نهج البلاغه مىفرمايد :
وَكلُّ ظاهِرٍ غَيرَهُ غيرُ باطِنٍ وَ كلُّ باطِنٍ غَيرَهُ غَيرُ ظاهرٍ ؛
هر ظاهرى غير خدا باطن نيست و هر باطنى غير او ظاهر نيست .
( اين خداست كه در عين اينكه ظاهر است باطن است و در عين اينكه باطن است ظاهر است ) .
در خطبهء 188 مىفرمايد :
لا يجِنُّهُ الْبُطونُ عَنِ الظُّهورِ وَ لا يقْطعُهُ الظُّهورُ عَنِ الْبُطونِ ؛
پنهان بودن وى را از آشكار بودن مانع نيست و آشكار بودن او را از پنهان بودن جدا نمىسازد .