المرحلة الثّانية في انقسام الوجود إلى خارجيّ و ذهنيّ
( 1 ) و فيها فصل واحد
هامش
( 1 ) - اشاره به تاريخچهء بحث : مسئلهء وجود ذهنى يكى از مسائل مستحدثه فلسفى است كه آن را نخستين بار حكيمان مسلمان مطرح كرده و به گفتهء شهيد مطهرى نخستين كسانىكه اين بحث را مطرح كرده و باب مستقلى به آن اختصاص دادهاند يكى فخر رازى ( در كتاب مباحث مشرقيه ، ج 1 فصل 6 ص 41 ) و ديگرى خواجه نصير الدين طوسى است ( در كتاب تجريد الاعتقاد ، المقصد الاول المسألة الرابعة فى انقسام الوجود الى الذهنى و الخارجى ) انگيزهء طرح اين بحث توسط خواجه نصير طوسى و ديگر حكيمان پس از وى اين بود كه متكلمان تعريفى را كه فلاسفه براى علم ذكر كرده بودند ( كه علم عبارت است از صورت شىء نزد عقل ) را انكار كرده و خود ، نظريّهء جديدى مطرح كرده و معتقد شدند كه علم از مقولهء اضافه است و با اين بيان ، حقيقت وجود ذهنى را انكار كردند و اين مسئله سبب شد كه حكماى اسلام مسئله وجود ذهنى را مطرح كرده و درصدد اقامه دليل براى اثبات آن برآيند .
( شرح مبسوط شرح منظومه ، ج 1 ، ص 270 - 285 ) .