تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩

الفصل الرّابع عشر في العالم المادّيّ

و هو العالم المشهود ، أنزل مراتب الوجود و أخسّها ، و يتميّز من غيره بتعلّق الصور الموجودة فيه بالمادّة و ارتباطها بالقوّة و الاستعداد ، فما من موجود فيه إلّا و عامّة كمالاته في أوّل وجوده بالقوّة ، ثمّ يخرج إلى الفعليّة بنوع من التّدريج و الحركة ، و ربما عاقه من ذلك عائق ، فالعالم عالم التّزاحم و التّمانع . و قد تبيّن بالأبحاث الطبيعيّة و الرياضيّة إلى اليوم شىء كثير من أجزاء هذا العالم ، و الأوضاع و النّسب الّتي بينها ، و النّظام الحاكم فيها و لعلّ ما هو مجهول منها أكثر ممّا هو معلوم . و هذا ( 1 ) العالم ، بما بين أجزائه من الارتباط الوجوديّ واحد سيّال في ذاته متحرّك بجوهره ، و يتبعه أعراضه ، و على هذه الحركة العامّة حركات جوهريّة خاصّة نباتيّة و حيوانيّة و انسانيّة ، و الغاية الّتي تقف عندها هذه الحركة هي التّجرّد التّامّ ( 2 ) للمتحرّك ،
هامش
( 1 ) - به‌طور كلى دربارهء اجزاى عالم مادى و نحوهء ارتباط و پيوند اين اجزاء سه نظريّه وجود دارد . الف - اين‌كه ميان اجزاى جهان هيچ‌گونه ارتباطى نيست ، جهان درواقع از يك سلسله اجزا و ذرات پراكنده و غير مرتبط تشكيل شده و مانند انبار است كه اشياى متفرق و جدا از هم در آن انباشته شده است به گونه‌اى كه وجود هيچ جزئى با جزء ديگر مربوط نيست لذا اگر فرض كنيم برخى از اجزاى عالم به كلى معدوم شود و يا با يك عامل خارج از عالم متغير وضع و محل بدهد هيچ‌گونه تغييرى در اجزاى ديگر و در كل جهان پديد نمىآيد . ب - اين‌كه اجرام و اجسام با يكديگر مرتبطاند ، ولى از نوع ارتباطى كه به‌طور صناعى و ساختگى ميان اجزاى يك ماشين و يك كارخانه وجود دارد . اجزاى يك ماشين و كارخانه در نظامى خاص قرار دارند و هركدام كار مخصوص دارد كه براى كار مجموع ضرورى است و هرگونه تغيير يا كم و زياد شدن اجزا در وضع مجموع اثر گذشته و احيانا اختلال ايجاد مىكند ، لذا اگر به فرض برخى از اجزاى جهان به كلى معدوم شود يا مصنوعا تغيير وضع و محل بدهد در وضع كلى جهان مؤثر است و احيانا ممكن است ماشين جهان مختل گردد . اين طرز فكر كه به برداشت مكانيسمى معروف است ميان دانشمندان به ويژه از عصر نيوتن به بعد رواج يافت . نيوتن با كشف قوانين عام حركت كه بر همه چيز قابل اطلاق بود از كوچك‌ترين ذره تا دورترين سياره جهان طبيعت را بسان ماشينى بسيار عظيم و پيچيده نمودار ساخت . ج - اين‌كه پيوستگى اجزاى جهان عميق‌تر از پيوستگى اجزاى يك ماشين است و از نوع پيوستگى اعضاى يك پيكر است ؛ يعنى جهت واحد و شخصيت واحد بر جهان حكومت مىكند . حكماى الهى از دير زمان اين انديشه را ابراز مىكردند . طبق اين نظريّه ، ما در درون اين جهان طبيعت مانند سلول‌هايى هستيم در درون بدن انسان ، به همين جهت جهان را انسان كبير و انسان را جهان صغير مىخوانند . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 5 ، ص 134 . ( 2 ) - اين مسئله ( حركت جوهرى جهان مادى به سوى تجرّد تام ) را حكما در باب معاد به عنوان يكى از براهين معاد ياد كرده‌اند .