فاعلى علت ناقصه است كه نيازمند انضمام امور ديگر براى تام و كاملكردن عليّتش مىباشد ، اما گاهى علت فاعلى علت تامه است كه در اين صورت ، صدور فعل نياز به انضمام هيچ ضميمهاى ندارد و اگر شروطى هم معتبر باشد متمم قابليت قابل است نه فاعليت فاعل . در اين قسم ، نسبت فاعل به فعل و ترك يكسان نيست ، بلكه نسبتش به فعل ضرورت و وجوب دارد و قدرت در واجب تعالى و مجردات تامه از اين قبيل است ، 7 - ضرورى بودن صدور فعل از واجب تعالى برابر با قول به جبرى بودن صدور فعل از خداوند نيست ، زيرا جبر در صورتى است كه نيرويى بيرون از فاعل او را بر انجام كار وادار كند و اين معنا به هيچ وجه در مورد واجب تعالى صادق نيست ، 8 - صحت فعل مشروط به سابقهء عدم زمانى و داشتن فعل نيست ، زيرا اوّلا : اين مدعا مبنى بر آن است كه ملاك نيازمندى شىء به علت ، حدوث زمانى آن باشد و اين مبنا پيش از اين ابطال شد و ملاك نيازمندى ، امكان ذاتى است و ثانيا : زمان ناقص مدعاى متكلمان است ، زيرا زمان را نمىتوان حادث دانست ، زيرا حادث بودن زمان همراه با اثبات آن است ( يعنى زمانى بوده كه زمان وجود نداشته است و آنگاه به وجود آمده است ) پس زمان خودش حادث نيست ، بلكه قديم است و در عين حال مخلوق خداوند متعال است .
پرسش
1 - هركدام از فاعل نفسانى طبيعى و قاسر را با ذكر مثال توضيح دهيد .
2 - به عقيده فلاسفه فاعل مباشر و مبدأ قريب حركت در همه حركات چيست ؟
3 - قوه به معناى مبدأ فعل و حركت يعنى چه ؟ توضيح دهيد .
4 - تعريف متكلمان را از قدرت بيان كرده و آن را نقد و بررسى نماييد .
5 - آيا صحت صدور فعل از فاعل منوط به سابقه عدم زمانى داشتن فعل است ؟ توضيح دهيد .
6 - آيا قدرت هنگام صدور فعل حادث مىشود يا آنكه پيش از صدور فعل نيز وجود دارد ؟ توضيح دهيد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٣٧٤