يمكن أن يفرض ما هو أبطأ منه . ( 1 ) و الحقّ : أنّ السّرعة و البطء وصفان إضافيّان ، فسرعة حركة بالنّسبة إلى أخرى بطء بعينها بالنّسبة إلى ثالثة ، و كذلك الأمر في البطء ، و السرعة بمعنى الجريان و السّيلان خاصّة لمطلق الحركة ، ثمّ تشتدّ و تضعف ، فيحدث باضافة بعضها إلى بعض السّرعة و البطء الإضافيّان .
چكيده
سرعت به معناى پيمودن مسافت زياد در زمان كم در برابر بطء به معناى مسافت كم در زمان زياد است . منشأ بطء تخلل سكون نيست ، زيرا حركت در اثر آميخته بودن قوه و فعل در آن ، يك واحد پيوسته را تشكيل مىدهد و لذا راهى بر تخلل سكون در آن نيست . تقابل سرعت و بطء از نوع تقابل تضاد نيست ، زيرا از جمله شرايطى كه متضادان بايد داشته باشند آن است كه ميانشان غايت خلاف و نهايت جدايى باشد ، مانند سياهى و سفيدى ، اما سرعت و بطء چنين نيستند ، زيرا هرحركت كندى را فرض كنيم مىتوانيم حركتى از آن كندتر را فرض كنيم و همچنين در طرف سرعت .
اختلاف سرعت و بطء اختلاف تشكيكى است .
هامش
( 1 ) - نظر مؤلف دربارهء سرعت و بطء كه دو وصف براى حركتاند ، شبيه نظر ايشان راجع به وحدت و كثرت است كه دو وصف براى وجودند . به عقيدهء ايشان وحدت ، معناى عامى دارد كه مساوق با وجود است و اين معناى وحدت معنايى نفسى و مطلق است ، اما وحدت يك معناى نسبى نيز دارد كه در برابر كثرت قرار مىگيرد اينگونه كه گاه وجودى را در مقايسه با وجود ديگر در نظر بگيريم ، آنگاه ببينيم نوعى عدم انقسام در يكى هست كه در ديگرى نيست وجود نخست ، در مقايسه با وجود دوم واحد است و آن وجود دوم در مقايسه با وجود اول ، كثير . همين سخن در مورد سرعت و بطء نيز صادق است ؛ سرعت معنايى مطلق و نسبى دارد كه وصف براى مطلق حركت است و آن عبارت است از جريان و گذرايى . اما وقتى حركات گوناگون را باهم مقايسه كنيم مىبينيم برخوردارى آنها از اين وصف مختلف بوده و شدت و ضعفبردار است ؛ يك حركت ، سيلان و جريان بيشترى دارد و حركت ديگر سيلان و جريان كمتر ، لذا حركت نخست را حركت سريع و حركت دوم را حركت بطىء مىناميم . و اين نشان مىدهد كه اختلاف ميان سرعت و بطء يك اختلاف تشكيكى است و ما به التفاوت در آن به همان ما به الاشتراك برمىگردد .